رابطه متخصصان بهويژه پزشكان را با جامعه حل كند . به همين دليل ، بحران معنويت و اخلاق ، اصلىترين بحران مدرنيسم است . عامل اصلى چنين بحرانى آن است كه اخلاق از سرچشمه وحيانى خود بريده شده و از همين رو در دوران پست مدرنيسم
( post modernism )
انسان به دنبال تعبير عرفانى و معنوى از جايگاه و روابط خود با مبدا آفرينش است و اسلام ، پاسخ واقعبينانهاى به اين نياز است . بحران امروز جهان ، بحران معنويت ، و بحران مشروعيت اهداف است . اگر عقلانيت در ابعاد گوناگون اداره جامعه نقش مثبت دارد ، ولى در اخلاق ، معنويتى بىروح است و به همين دليل ، انسان دوران پست مدرنيسم به دنبال معنويتى با روح است و آن ، اخلاق براساس خدامحورى و آموزههاى وحيانى است .
اهميت و جايگاه حرفه و كار
در عالم هيچ موجودى بدون مسئوليت و وظيفه و بيكار ديده نمىشود . از اتم تا كهكشان ، همه موجودات مسئوليت خاصى دارند . انسان نيز علاوه بر ايمان ، نياز به عمل صالح دارد . شغل در اسلام ، عبادت محسوب مىشود .
راحتى ، تنبلى ، تفريح زياد و سستى ، نشانهء ضعف شخصيت انسان است .
بايد كار كرد و به كار كردن باليد تا شرافتمندانه زندگى كرد . در روايت آمده است : « ملعون من القي كلّه علي النّاس » « 1 » : هركس بيكار باشد و خرج خود را بر دوش مردم بيندازد مورد لعنت است . پيامبر ( ص ) مسلمانان را به كار تشويق مىكردند و مىفرمودند : خدا كارگر امين را دوست دارد . كارگر به مفهوم عام خود ، به هركسى گفته مىشود كه مسئوليتى را نسبت به ديگران
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 4 ، ص 12 .