انسان است . نياز به كسب موفقيت ، نياز به تأييد و پذيرش ديگران ، نياز به ايجاد روابط شخصى و اجتماعى ، نياز به داشتن پايگاه اجتماعى ، نياز به مفيد بودن و خدمت كردن به ديگران ، احساس ارزشمندى و مسئوليتپذيرى و مهمتر از همه كسب هويت و شخصيت ، همه به كار و حرفه بستگى دارد . كار باعث تفكر و تعقل منطقى به دور از خيالپردازى مىگردد ، موجب دورى از گناه و موجب شادابى و نشاط واقعى مىشود ، اما بيكارى موجب كسالت و فساد مىشود . اتكا كردن به خود و پرهيز از زندگى طفيلى ، نه تنها پايههاى هويت و استقلال را مىسازد ، بلكه احساس كرامت و بزرگوارى به انسان مىدهد .
كار ، فعاليتى آگاهانه است كه داراى ابعاد روانى ، فكرى يا جسمى براى رسيدن به اهدافى عقلانى است . عواملى كه باعث رضايت شغلى مىشوند علاوه بر كسب درآمد ، امنيت و ثبات شغلى و امكان پيشرفت و ترقى و مهمتر از همه روابط انسانى حاكم بر محيط است .
انتخاب شغل بهمنزله انتخاب نوعى شيوه زندگى و نقش اجتماعى هر انسان است . استقلال اقتصادى ناشى از شغل و كار واقعى ، احساس بزرگوارى را در انسان پديد مىآورد . تكوين هويت اجتماعى و ملى و مهم - تر از آن ، احساس شخصيت اجتماعى و ملى جامعه به كار مفيد و عاقلانه بستگى دارد .
ارتباط تنگاتنگ صاحبان حرفه و تخصص ، بهويژه پزشكان با مردم در تعاملات اجتماعى ، بيانگر نياز جامعه بشرى به شناسايى و ترسيم شاخصها و كنترل و نظارت رفتارهاى شغلى است . اخلاق با نگرش مدرنيسم
( modernism )
كه بر مبناى عقل و علم است ، نمىتواند چالش