يگانه دارند و نه الگوى حاكم بر هريك ، الگوى حاكم بر ديگرى است . به نظر مىرسد بهتر است نخست ثمرات و تأثراتى كه تفسير علمى ( بهصورت مثبت يا منفى ) دارد يا مىتواند داشته باشد ، بيان شود تا در پرتو آن بتوان داورى كرد كه چنين شيوه تفسيرى مىتواند درست و مقبول باشد يا نه ؟
البته اين آثار و ثمرات در واقع ، همان دلايل موافقان و مخالفان در روايى يا ناروايى تفسير علمى است ، لكن در قامت ديگر مىتوان به عنوان ثمره اين شجره نامش داد . « 1 »
ثمرات مثبت تفسير علمى
- درك بهتر از قرآن كريم : برخى گفتهاند كشفيات جديد و قوانين علمى ، تفسير قرآن را تسهيل مىكند به كمك علوم مىتوان درك درستى از قرآن كريم تحصيل كرد .
- اثبات اعجاز قرآن : بهرهگيرى از قوانين علمى در تفسير قرآن و تطبيق آنها بر يك ديگر نشان از اعجاز قرآن كريم دارد و فرابشرى بودن آن را مىنمايد .
- كارايى عملى : اين شيوه تفسيرى ، ايمان مسلمان را تقويت و تمايل نامسلمان را به اسلام بيشتر مىكند ، چون وقتى ببينند قرآن از چنين آموزههايى برخوردار است ، با توجه به حاكميت علوم و معيارهاى تجربى بر زندگى انسان معاصر و سازگارى و هماهنگى دين و تجربه ، گرايش او به قرآن و دين زياد خواهد شد .
هامش
( 1 ) . منابع اين ثمرات در هر دو قسم مثبت و منفى ، منابع ادلهاى است كه در موافقت ذكر شد و نيازى به ذكر دوباره نيست .