14 ) ويتامين
B 6
: براى ساخته شدن اغلب مواد شيميايى عصبى كه ما را غير افسرده نگه مىدارند ، به ويتامين
B 6
نيازمنديم و در خانمهايى كه ناراحتىهاى قبل از قاعدگى دارند و كسانى كه دچار بيمارىهاى افسردگى و روحى هستند نيز مفيد است .
در آمريكا كمبود اين ويتامين فراوان است و كمبود ويتامين
B
بيش از ساير ويتامينها معمول است .
15 ) ويتامين
C
: در درمان افسردگى مؤثر است ، با مواد و فلزات سمى افسردگىزا ( مانند : سرب ) مقابله مىكند و با افسردگىهاى ناشى از استرس ، عفونتها ، حساسيتها ، افسردگى سمى ، و بيمارىهاى خود ايمنى مبارزه مىكنند .
ضمنا مغز براى آنكه به نحو مطلوب كار كند در 24 ساعت به گلوكزى برابر با 180 گرم ( 30 درصد تمام گلوكزى كه در روز مصرف مىكنيد ) نياز دارد . به ياد داشته باشيد سوختن گلوكز از طريق اكسيژن انجام مىگيرد تا انرژى مورد نياز سلولهاى عصبى را تأمين كند . بنابراين هر چيزى كه موجب تقويت بيشتر جريان خون در مغز گردد ، در سوختن گلوكز و كاركرد بهتر مغز نقش اساسى دارد .
تذكر اينكه تندخويى ، سرگيجه ، نگرانى ، فراموشى ، افسردگى ، غش و ضعف ، كابوس ، سوءهاضمه ، عدم كشش جنسى ، ناتوانى جنسى ، عدم قدرت تصميمگيرى ، لرز ، آشفتگى ذهنى ، بوى بد دهان ، رفتار ضد اجتماعى ، تنفس بريدهبريده ، چاقى ، لكههاى پوستى ، ترس ، تمايل به گريستن ، افكار و حالات منفى ، احساس ديوانگى ، تشنج بدون دليل و پرحرفى ، اين علايم نشانگر اين است كه سوخت مغز شما ناقص است و حتما بايد در اين مورد اقدام كنيد .
سرطان مغز
مغز همانند ساير ارگانهاى بدن از سلولهاى خاصى تشكيل شده است . اين سلولها بسيار كوچكتر از نوك سوزن هستند و براى ديدن آنها حتما بايد از ميكروسكوپ استفاده كنيم . اين سلولها كوچكترين اجزاى سازنده مغز هستند و انواع مختلفى دارند .
سرطان مغز مىتواند ناشى از هريك از اين سلولها باشد . سلولهاى متفكر مغزى ( نورونها ) مىتوانند بسيار سريع رشد كنند و تقسيم شوند البته قبل از تولد كه نهايتا حد اكثر تا 7 سالگى به اين روند ادامه مىدهند و پس از آن تكثير اين سلولها متوقف مىشود و هيچگاه تا آخر عمر تكثير نمىشوند . اگر مغز دچار صدمه شود ( مانند ضربه يا شوك ) سلولهاى خاصى ( سلولهاى گليال ) در مغز تكثير مىشوند تا بافتى در محل صدمه تشكيل دهند ولى سلولهاى متفكر تكثير نمىشوند . تكثير سلولهاى مغزى كاملا تحت كنترل قرار دارند ولى اگر اين كنترل و محدوديت از روى هريك از اين سلولها برداشته شود ، شروع به تكثير بىرويه مىكند كه اين خود آغازى است براى ايجاد يك سرطان مغزى .
دو نوع سرطان مغز وجود دارد : تومورهاى مغزى اوليه كه از مغز منشا مىگيرند و تومورهاى ثانويه كه از قسمتهاى ديگر بدن به مغز سرايت مىكنند .
نوع اوّل ، بهطور نادر در سيستم اعصاب مركزى پخش مىشوند و تومورهاى كنترل نشده واقع در فضاى جمجمه مىتوانند باعث مرگ شوند .
نوع دوّم ، كه اصطلاحا متاستاتيك ناميده مىشود ، تومورهايى است كه موجب بيمارىهاى پيشرفته مغزى مىشوند و پيشآگهى بدى دارند .
تومورهاى اوليه مغزى ممكن است سرطانى شوند و يا نشوند . كه در هر دو حالت ، تومورها با اشغال فضا در مغز ممكن است موجب علايم جدى مغزى ( مانند صدمه به بينايى يا شنوايى ) و يا ايجاد حالتهاى خاص ( مانند سكته مغزى ) شوند . تمامى تومورهاى سرطانى مغز تهديدكنندهى حيات هستند . به علت اينكه اين تومورها طبيعتى مهاجم دارند . اما تومورهاى