معرفت تشريح آن اراده مىداشتم در آب ، تا آنكه عروق صغار و كبار آن به حال بماند و لاغر و باريك و منفسخ نگردد عرق از آن ، بخلاف آنكه اگر او را مخنوق به ريسمان و يا غير آن نمايند » « 1 » .
[ روح به اصطلاح طب همان روح بخارى است ]
بيان : روح و ارواح در عبارت نقل شده بالا به معنى روح بخارى و ارواح بخارى است . روحى كه در كتب طب استعمال مىگردد غير از روح به معنى نفس ناطقه انسانى است . روح بخارى جسم لطيف گرم است كه از لطافت و صفوت اخلاط اربعه تن حاصل مىشود ، و روح به معنى نفس ناطقه انسانى و راى جسم و جسمانى و فوق طبيعت مادى است . به قول شيخ رئيس در بعضى از رسائلش : « روح بخارى را جان گويند و نفس ناطقه را روان » « 2 » .
[ مباحث روح بخارى ]
روح بخارى حامل قوى است . و چون قوى اصناف سهگانه حيوانى و نفسانى و طبيعىاند ، روح بخارى حامل آنها را نيز بر سه صنف دانستهاند و به صورت جمع ، ارواح بخارى گويند .
[ فرق روح بخارى با روح ناطقه ]
يكى از مسائلى كه در كتب طبّى قدماء بدان نظر و اهتمام تام داشتند اين بود كه در فرق ميان روح بخارى مادى و روح انسانى مجرد از ماده هشدارى دهند كه روح در كتب طبى روح بخارى است ، نه روان انسانى بلكه فيلسوف قسطابن لوقا معاصر ثابت بن قره و يعقوب بن اسحاق كندى در قرن سوم هجرى رسالهاى به نام « الفصل بين الروح و النفس » - يعنى فرق ميان روح بخارى و نفس ناطقه - نوشته است .
نگارنده اين رساله قسطا را - پس از تصحيح و اضافاتى توضيحى - در
هامش
( 1 ) - مجمع الجوامع عقيل - ط 1 چاپ سنگى رحلى - ص 56 و 57 ، و ص 51 و 52 ط بمبئى .
( 2 ) - اسفار صدر المتألهين - ج 4 ، ط 1 رحلى چاپ سنگى آخر فصل آخر باب 5 - ص 61 .