شود فبها ، و الّا يأس كلّى خواهد بود .
پس پادشاه را تنها به حمّام برد و مقرر نمود كه ديگرى در نيايد . و بعد از آنكه حرارت حمّام در بدن پادشاه مشتعل شد با كارد كشيده در برابر او آمد ، و به انواع فحش زبان گشاد و گفت : تو فرمودى كه مرا دست و پاى بسته در روى آب اندازند و به اهانت چندين فرسخ راه بياورند ؟ من نيز حالى به همين كارد از تو انتقام خواهم نمود . پادشاه را نائره غضب اشتعال يافت و بىاختيار از جاى برجست . محمد زكريا در حال بيرون دويد و مكتوبى به يكى از خواصّ سلطان داد و به ايشان گفت پادشاه را بيرون آوريد و به دستورى كه اينجا نوشتهام عمل كنيد ، و در حال بر مركب تيزرو سوار شد و از خراسان بيرون آمد . پس پادشاه را به همان طريق تدبير كردند و صحّت كلّى يافت ، چه موادّ بلغمى كه سبب مرض بود به واسطهء حرارت غضبى و مدد حرارت حمّام تحليل يافت . و بعد از آن هرچند پادشاه او را طلبيد ملاقات ننمود ، و استعذار كرد كه هرچند صورت شتمى كه واقع شد بنا بر مصلحت علاج بود فأمّا شايد كه چون پادشاه تذكر آن فرمايد بر خاطرش گران آيد ، و از سلاطين به هيچ حال ايمن نتوان بود « 1 » . »
و دومين را ابن ابى اصيبعه در عيون الانباء فى طبقات الاطباء در ترجمان ابو البركات آورده است « 2 » و در نامهء دانشوران ناصرى نيز در بيوگرافى ابو البركات بغدادى بدين عبارت حكايت شده است :
[ نحوه معالجه ابو البركات بغدادى مريضى ماليخوليا را ]
« از نوادر معالجات كه صاحب طبقات الاطباء از وى نقل كرده است اين است كه يكى از اهالى بغداد را ماليخوليائى عارض شده و مدتهاى مديد بدان
هامش
( 1 ) - اخلاق جلالى ، طبع هند ، صفحهء 168
( 2 ) - ج 2 ، ط بيروت ، صفحهء 297