به ساير مناطق جهان وارد شده و پرورشداده مىشود ، در ايران در مناطق كوهستانى شمال ايران در كوه جلفك به طور خودرو مىرويد و انواعى از آن در گلكارى و باغبانى كاشته مىشود .
طبيعت آن : اين گياه طبيعتى گرم و خشك دارد ، بعضىها آن را سرد و خشك مىدانند .
تركيبات موجود در آن عبارتند از : لعاب - تانن - ماليكاسيد - فورميكاسيد
خواص درمانى : 1 - بيست و پنج گرم خشك آن را بكوبيد و بخوريد . اسهال مزمن را قطع مىكند .
2 - بيست و پنج گرم خشك آن را بساييد و سه قسمت نموده و در سه نوبت روز بخوريد و يا شانزده تا سى و پنج گرم آب تازهء آن را بگيريد و در سه نوبت بنوشيد معده را تقويت مىكند ، كرم معده و روده را مىكشد ، براى رفع سردرد و چشمدرد و ورم گوش و گوشدرد و سرفه مفيد است ، از خونريزى جلوگيرى مىكند ، رطوبتهاى رحم را خشك مىكند ، براى درمان باد سرخ ، نقرس ، دردهاى مفاصل ، التيام زخمها و جراحتها نافع است .
3 - اگر بيست گرم از آب تازهء آن را بگيريد و بنوشيد و مقدارى از آن را هم با سركه مخلوط كرده و به محل درد بماليد . براى تسكين سردرد گرم نافع است .
4 - آب برگهاى تازه را بگيريد و با كمى آب و مقدارى قند مخلوط كرده و سه يا چهار مرتبه در روز هر بار نصف قاشق قهوهخورى از آن را بنوشيد . براى رفع اختلالات عصبى رحم نافع است ، براى تسكين تبهاى صفراوى ، التيام زخم معده ، رفع اسهال خونى ، درمان داءالرقص ، صرع و رفع سنگ كليه مفيد است . در مورد عادت ماهيانهء دردناك زنان جوان اثر مسكّن داشته و در موارد سرطان رحم نيز توصيه مىشود .
5 - هشتاد گرم آب تازهء آن را بگيريد و بنوشيد . انسداد مجارى كبد را باز مىكند ، مسهل صفرا مىباشد .
6 - بيست گرم آب تازهء آن را بگيريد و با سكنجبين مخلوط كرده و بنوشيد . براى تسكين حدّت خون و صفرا و تقويت بدن مفيد مىباشد .
7 - ضماد آن براى تسكين درد چشم مفيد است .
8 - آن را با آرد جو ضماد كنيد . براى درمان ورم چشم ، التيام زخمهاى تازه و زخمهاى كهنه ، جراحتهاى بد ، سوختگى از آتش و رفع ورمهاى گرم نافع است ، براى تسكين درد مفاصل و نقرس نيز مفيد مىباشد .
9 - آن را بكوبيد و با حنا مخلوط نموده و ضماد كنيد . خارش بدن را رفع مىكند .
10 - تازهء آن را له كرده و در مهبل شياف كنيد . براى قطع سيلان رحم نافع است .
11 - عصارهء تازهء آن را بگيريد و با روغن زيتون مخلوط كرده و روى حرارت ملايم آنقدر
اسرار گياهان دارويى ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
ص٣٨