تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسخه شفا ( گل و گياه ) ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
آنها را مىسازد ، ورود روزانه اجزاء و مواد مختلف به بدن باعث به وجود آمدن مزاج مىشود لذا مزاج ممزوجى از تركيبات مختلف است :

حالت و وضع بدنى هر فرد را مزاج گويند .

براى اينكه معنى كاملى از مزاج در ذهن روشن شود ، بايد دانست كه هركسى استعداد پذيرش بعضى از بيمارىها را دارد و در مقابل بعضى مقاوم است . با علم به اين كيفيت ، مزاج عبارت است از طرز واكنش شخصى در مقابل عوامل مرضى ، در طرز واكنش اشخاص ، بعضى واكنش‌ها ثابت است و بيشتر مشاهده مىشود ، برخى واكنش‌ها متغير است از اين واكنش‌ها مزاج فرد را مىتوان شناخت . براى تعريف مزاج ، بيشتر عمل فيزيولوژى را مورد نظر قرار مىدهند ، زيرا وضع ديناميك يعنى طرز عمل احشاء و اعضاء در تغيير مزاج مؤثر است با وجود اينكه اعمال حياتى را نمىتوان از هم جدا دانست . اگر عضوى نسبت به ساير اعضاء بيشتر كار كند و يا عملى در دستگاه بدن انسان از ساير اعمال بيشتر انجام پذيرد ، آن عضو از نظر تشريحى و آن عمل از نظر فيزيولوژى ، مىتواند معرف نوع مزاج شمرده شود . در ميان اعمالى كه حيات انسان به آنها متكى است ، اعمال شيميايى بيشتر از اعمال فيزيكى مورد اهميت است . بنابراين مزاجها روى اعمال شيميايى بدن از هم متمايز مىگردند اعمال شيميايى بر چهارگونه است كه متابوليسم بدن را تشكيل مىدهند . اول : آنابوليسم ، يعنى اعمالى كه توسط آن مواد غذايى به انسان زنده تبديل مىگردد . دوم و سوم : كاتابوليسم يعنى اعمالى كه توسط آن انساج زنده توليد نيرو مىكنند ، عمل كاتابوليسم مربوط به اعضاى تنفس است كه عمل تهويه بدن به آن مربوط مىباشد . كبد كه تهيه مواد قندى و دفع مواد سمى را به عهده دارد در عمل كاتابوليسم شركت مىنمايد . چهارم : عمل دفع مواد مضره و خروج آنها از بدن است . تفوق يكى از اين اعمال چهارگانه كه از راه وراثت در بدن انسان ثابت شده باشد ، انسان را داراى صفات و واكنش‌هاى ثابتى مىنمايد كه آن را سرشت مىنامند . مزاج عبارت است از وضع فيزيولوژى فعلى و طرز واكنش آنكه قابل تغيير نيز مىباشد به اين جهت فقط با علائم فيزيولوژى كه آن هم قابل تغيير است شناخته مىشود . لذا براى شناخت
نسخه شفا ( گل و گياه ) ( فارسى ) — صفحة 14 | صفدر صانعى