تخريب شده ، پاره مىشود . اين آترومها كه معمولا برجستگى در سطح داخلى عروق ايجاد مىكنند ، غالبا با برخورد خون لختهاى ايجاد كرده كه اين لختهها گاهى بنام ترمبوس كنده شده به درون شريانهاى باريك رفته و باعث انسداد آنها مىگردد كه متأسفانه بيشتر افراد در اثر اين عارضه مىميرند . اينجاست كه گفتهاند :
غذاها تاكنون بيشتر از شمشيرها آدم كشتهاند .
ناراحتىهاى ديگرى مثل بيمارى قند ، آزردگىهاى معدى ، رودهاى ، آسيبهاى كبدى ، سنگهاى كيسه صفرا ، سنگهاى كليوى بيشتر از زمان گذشته به ارمغان آمده است .
گرد آمدن روستاييان در شهرها ، دگرگون شدن شيوهء زندگى به علت صنعتى شدن يك عدم تحرك ، ماشيننشينى ، يك چاقى بىتناسب و كم شدن عمرها را جايگزين آن كرده است . در صورتى كه آمار نشان مىدهد كه عمر ساكنين روستاها بيشتر و شادمانى آنها فزونتر ، تحرّك و قدرت طبيعى آنان بيشتر از شهرنشينان مىباشد .
خوشبختانه نويد اميدبخشى كه امروز به گوش مىرسد ، بازگشت كشورهاى صنعتى به سوى طبيعت است .
بعضىها تغذيه خوب را با زياد خوردن برابر مىدانند ، حال اينكه :
مصرف زياد مواد خوراكى سلامتى را مختل مىسازد . مثلا مقدار انرژى كه صرف تهيه ، هضم و جذب غذاهاى زياد خورده شده ، مىشود بيشتر از مقدار انرژى است كه از آن غذاها حاصل مىگردد . زيرا زيادى غذاى خورده شده در بدن انبار شده و به انرژى تبديل نمىشود .
اينجاست كه نبى اكرم ( ص ) مىفرمايند « 1 » : آسان زيستن در كم خوردن است .
حضرت على ابن موسى الرضا عليه السّلام مىفرمايد « 2 » : كمخورى استقامت بدن را بيشتر خواهد كرد .
مىدانيم كه دريافت غذا يك پديدهء عصبى است كه به وسيلهء مراكز خاصى از مغز تنظيم مىشود ، بدين طريق كه وقتى ذخاير غذايى بدن كم شد احساس گرسنگى و زمانى كه ذخاير پر شدند احساس سيرى به آدمى دست مىدهد . اما متأسفانه برنامهء غذايى بيشتر ما انسانها مربوط به عادت است نه احساس !
هامش
( 1 ) - من قل اكله قل حسابه
( 2 ) - لو ان الناس قصر و افى الطعام لا استقامت ابدانهم