حرارت به اطراف پراكنده مىكند . در نگاهى ساده به نظر مىآيد كه يك منبع نورانى ، نورافشانى مىكند در صورتى كه هر دقيقهاى بىنهايت مواد سوختنى آن رو به اتمام گذارده تا حرارتى به زمين و ديگر سيارات منتقل نمايد .
اين حرارت و انرژى حاصله ، مربوط به تبديل دايمى هيدروژن و هليوم در درون خورشيد مىباشد .
خورشيد مسلما نمىتواند تا ابد بهدرخشد و محكوم به اين است كه در آينده بدون سوخت بهماند اينجا است كه هزاران سال پيش قرآن كريم چنين فرموده است « 1 » : اى رسول ما يادآور آفتاب تابان را كه تاريك شود . « 2 » و ستارگان آسمان تيره شوند ( و فرو ريزند ) .
دانشمندان چنين برآورد كردهاند كه خورشيد ما در مدت پنج ميليارد سالى كه از عمرش مىگذرد تقريبا نيمى از ذخيره هيدروژن اوليهى خود را مصرف نموده است ، اما هنوز سوخت هستهاى براى مدتى نامعلوم ديگر را دارد .
حال اين سئوال مطرح مىشود ، هنگامى كه ذخاير تمام خورشيد به پايان رسيد چه پيش مىآيد ؟ ( مىتوان گفت كه به تمامى اين سؤال تمام سورهء تكوير پاسخ داده است ) . سرنوشت خورشيد در پايان عمر چنين مىشود كه چون فعل و انفعالات هستهاى تقريبا تنها نزديك به مركز خورشيد انجام مىگيرد ، يعنى در جايى حرارت به بيشترين مقدار خود مىرسد . ازاينرو كمبود سوخت نخست در نواحى مركزى خورشيد احساس خواهد شد ، در آنجا هيدروژن « 3 » تبديل به هليوم « 4 » مىشود و به آسانى مىتوانيم تصور كنيم كه نتيجتا همه چيز در درون خورشيد طورى مرتب خواهد شد كه ناحيهى بسيار گرم به ناحيهى فصل مشترك ميان ( هسته خاموش ) و لايههاى خارجى كه هنوز هيدروژن كافى براى پايدار ساختن احتراق دارند حركت كند . در نتيجه ساختمان درونى خورشيد از جايى كه مدل منبع نقطهاى نام دارد ( منبع انرژى در مركز ) به يك منبع غلافى تغيير مىنمايد كه در آن انرژى در غلاف كروى نازكى آزاد مىشود كه هسته سوخته و خاموش را از بقيه پيكر خورشيد جدا مىسازد . رفتهرفته كه هيدروژن مصرف مىشود غلاف از هسته به خارج حركت خواهد كرد ، همانطور كه يك حلقهى آتش وقتىكه كبريتى در اثر سهلانگارى به روى علفهاى خشك مىافتد ، دامن مىگيرد .
هامش
( 1 ) -إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ( آيه 1 سوره تكوير )
( 2 ) -وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ( آيه 2 سوره تكوير )
( 3 ) - سوختنى
( 4 ) - نسوختنى