چنين به نظر مىرسد كه در دوران ساسانيان تحقيقات زيادترى درباره گياهان به عمل آمده است و از خلال صحائف تاريخ مستفاد مىگردد كه براى امتحان گياهان برزويه طبيب كه به هندوستان رفته است مطالعات و بررسيهائى ذى قيمتى نموده است .
فردوسى دراينباره مىگويد :
پزشك سراينده برزوى بود * به پيرى رسيده سخنگوى بود
چنان بد كه روزى بهنگام بار * بيامد بر نامور شهريار
چنين گفت : " اى شاه دانشپذير * پژوهنده دانش و يادگير
من امروز در دفتر هندوان * همىبنگريدم بروشنروان
نبشته چنين بد كه در كوه هند * گياهى است رخشان چو رومى پرند
كه آن را چو گرد آورد رهنماى * بياميزد و دانش آرد به جاى
چو بر مرده بپراگنى بيگمان * سخنگوى گردد هم اندر زمان "
برفتند هركس كه دانا بدند * به كار پزشكى توانا بدند
چو برزوى بنهاد سر سوى كوه * برفتند با او پزشكان گروه
گياهان ز خشك و ز تر برگزيد * ز پژمرده و هرچه رخشنده ديد
ز هر گونهاى سود از آن خشك و تر * همى بر پراكند بر مرده بر
يكى مرده زنده نگشت از گيا * همانا كه سست آمد آن كيميا
همه كه سپردند يكيك بپاى * پر از رنجشان هم نيامد بجاى
در طاق بستان نقش درختى كه شاخههايش بر ستون پيچيده شده است و برگهاى آن شبيه برگ كنگر و در بالاى آن به گل بسيار قشنگى ختم مىگردد ديده مىشود ، به نظر مىرسد اين گياه همان گوگرن باشد ( يشتها ج 1 پورداود ) .