تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
وى معتقد بوده است كه آدمى براى زندگى اجتماعى خلق گرديده و زندگى يك جنگ و ستيز دائمى بين بدى و نيكى است كه بايد همه در تمام عمر حامى و پشتيبان درستى و راستى بود و بر عليه زشتى ستيز نمود ( يشتها و يسنا .

ج ) راستى و درستى

درباره راستى و درستى آنچه مشهور است و در جميع كتب مورخين آمده آنكه ، ايرانيان به صفت راستى و درستى شهره آفاق بوده‌اند . هرودت گويد : " ايرانيان از خريد و فروش و معاملات تنفر داشتند ، به دليل آنكه در ضمن معاملات مجبور به اغفال و فريفتن يكديگر و دروغ گفتن مىشدند . همچنين براى احتراز از دروغ مايل به قرض گرفتن نبودند چراكه مبادا نتوانند در سر موعد از عهده پرداخت طلب برآيند " . فردوسى گويد :
ز كژى گريزان شود راستى * پديد آيد از هر سوئى كاستى چو نيكى كنى نيكى آيد برت * بدير ابدى باشد اندر خورت

د ) احتراز از دروغ

درباره احتراز از دروغ اغلب مورخين حتى يونانيان كه سر دوستى با ايرانيان نداشتند ، متفق‌القول اين صفت ايرانيان را ستوده‌اند و به مصداق " الفضل من شهد به الاعداء " مكرر در كتب تاريخ خود بدان اشاره كرده‌اند . معروف است وقتى كه كوروش بزرگ ليديا را تصرف كرد ، عازم تسخير يونان گرديد ، يونانيان به وى پيغام دادند كه از تسخير يونان صرفنظر كند و الا براى دفاع از خاك خود به جنگ خواهند پرداخت . كورش در پاسخ گفت : " آنگاه كه عازم تصرف يونان گردم از ملتى كه روزها در بازار مرتكب هزاران دروغ مىگردند هيچ‌گاه ترس و وحشت