امشاسپندان ( چنان كه مذكور افتاد ) و ايزدان منسوب مىداشتند . درباره امشاسپندان مفصلا طى فصل سوم اداء مطلب گرديد ، اما ايزدان فرشتگانى پائينتر از امشاسپندان تمام آنها منشاء خير و نيكى بودند و در برابر اهريمن ( قواى شر ) و ديوان كه پيوسته با قواى نيكى در ستيز بودند وجود داشتند .
اين دو قوه دائما با يكديگر در جنگ بوده ، بدين مناسبت تمام بديها ، بيماريها ، تاريكىها ، و امثال آنها را از دسته دوم و برعكس خوبيها ، صحت ، روشنى و امثال آن را از دسته اول مىدانستند .
" ازاينرو در ايران باستان نيز بهمانند يونان و مصر قديم ربالنوعهائى قائل بودند مانند ميتره يا مهر كه در حقيقت بهمنزله آپولون
( Apollon )
و آدروان
( Atharvan )
بودند كه به معناى ربالنوع آتش و ايندره يا اندرا
Indra )
با
( Andra
كه ربالنوع رعد و وريتره
( Vritra )
( مخفىكننده و دزد ) بودند .
ابرى كه باران نمىداد بزرگترين دشمن بود و در برابر بزرگترين و محترمترين لقب وريتره - كش بود . به همين نحو اهريمن ديگرى به نام آهى
( Ahi )
كه همان مار يا اژدها كه در كوه مسكن دارد و ديوان را به يارى خود مىطلبيد ، تمام از منازعه دائم اهورامزدا و اهريمن مىباشد . ( چند سطر بالا مأخوذ از كتاب مزديسنا تاليف مرحوم دكتر محمد معين مىباشد ) " ايشان را عقيده آن است كه ثرتراتااونا
( Thraetaona )
همان فريدون است ، مىنگارند و داستان آژى دهاك
( Aji Dahaka )
كه افسانه نزاع ترىتنه
( Traitana )
( مار سهسر ) را شامل مىباشد ، منازعه فريدون با مار سهسر است كه فردوسى اين نام را به عنوان ضحاك و اژدها كه دو مار ( بجاى مار سهسر ) بر كتفش رسته بود و فريدون با او مىچنگيد و ويرا منكوب كرد ، معرفى مىنمايد :