و بدديانت و آنان كه دندانهايشان بدتركيب و كسى كه بدنش پر از پيس است و آنها كه داراى علامات ديگر اهريمنى مىباشند نبايد باشند .
طبق گفته هرودت : " اگر از پارسيها كسى به مرض جذام مبتلى گردد ، يا تنش را زخمهاى سفيد بپوشد ، او را به شهر راه نمىدهند و چنين كسى مراوده با سايرين ندارد .
گويند كه اين مرض در ازاى گناهى است كه مريض نسبت به آفتاب كرده ، هر خارجى را كه دچار اين مرض گردد ، بيرون مىكنند و نيز كبوترهاى سفيد را مىراندند ، زيرا به اين عقيدهاند كه اين مرض از آنهاست ( نقل از كتاب ايران باستان مرحوم حسن پيرنيا مشير الدوله ) .
13 - وظائف الاعضاء -
از اين شعبه از علم طب در ايران باستان اثر مهمى ديده نمىشود . شايد در اواخر ساسانيان در مكتب جنديشابور از آن اثرى ديده شده باشد .
معروف چنين است كه انوشيروان پادشاه بزرگ ساسانى مجالس مناظره و مباحثه درباره علوم طبيعى و فلسفى و روانى تشكيل مىداد كه در اين مجالس دانشمندان ايرانى و يونانى و هندى شركت مىنموده و درباره مسائل طبيعى و امثال آنها بحث و فحص مىنمودند و ما اين مطلب را اميدواريم ضمن تاريخ طب در دوران ساسانيان مفصلا بنگاريم .
قواى بدن را چنان كه قبلا متذكر گرديديم به پنج قسمت تقسيم مىنمودند ، ( ناخوشىهاى روانى را به آنها منسوب مىداشتند ) كه عبارت بودند از جان و وجدان و روان و ادراك و روح قديمى ( يا ازلى ) كه به ترتيب در زبان قديم ايران باستان عبارتند از اهو ، دئنا ، اروان ، بئوزا ، فرهوشى .
اكنون سطورى چند درباره قوى و بعضى مطالب در مورد مزاج از نظر ايرانيان باستان در اين فصل نگاشته مىشود :