يعنى ، خود را به تجاهل و تغافل زدم و به روى خود نياوردم گويا كه هيچ آن را نديدهام . « 1 »
پس از آن رازى در بالين بيمار مىنشيند و نبض او را به دست مىگيرد ، بدون اينكه از بيمار سؤالى كند و منظورش اين است كه نوع بيمارى كبد را تشخيص دهد و بداند آيا ورمى در كبد هست يا فقط به اختلال و نارسايى كبد مبتلا است .
دراينباره مىنويسد :
ثم ضربت بيدى الى عرق العليل ليظهر به ورم فى كبده و انما ذلك لضعف فقط .
يعنى ، پس نبض او را گرفتم تا معلوم كنم آيا ورمى در كبد او هست يا اينكه منحصرا اختلال و نارسايى در كبد دارد . « 2 »
و رايت انا فى النبض شيئا من علامات الورم .
يعنى در نبض او علاماتى از ورم ديدم . « 3 »
ملاحظه مىفرماييد كه فقط با گرفتن نبض بيمار ، ورم كبد يا هپاتيت را تشخيص داده است ، البته قبلا نيز با ديدن براز به محل بيمارى يعنى كبد پى برده بود .
امروزه كه ما دهها وسيلهء پاراكلينيك در دست داريم ، نمىتوانيم باور كنيم كه صرفا با آزمايش نبض ، ممكن است يك بيمارى ، مثلا هپاتيت تشخيص داده شود . علت باور نكردن ما اين است كه دراينباره بررسى و تحقيق نكردهايم و الّا با اطلاعاتى كه در فيزيولوژى و علم الامراض داريم ، مىدانيم كه در هر يك از حالات مختلف فيزيولوژيك و در بيمارىهاى گوناگون ، نبض وضعيت و حالت خاصى از لحاظ تعداد قرعات و ميزان قوت و ضعف ضربات ، سختى و نرمى ، نظم و بىنظمى و . . . پيدا مىكند كه فقط با گرفتن نبض و تمرين و ممارست زياد مىتوان بيمارىهاى مختلف را از اين راه تشخيص داد .
هامش
( 1 ) . علت تجاهل اين است كه مىخواهد هنرنمايى كند و در تشخيص بيمارى ، خود بيمار و اطرافيان او را به حيرت و شگفتى وادارد ، چنانكه خواهيم ديد .
( 2 ) . آنچه امروزه در كتابها ، با عنوان نارسايى كبد( Insuffisance hepatitque )درج شده قدما در مبحث « ضعف كبد » شرح دادهاند .
( 3 ) . منظور ورم كبد است زيرا قبلا اشاره كرد كه نبض را براى اينكه بداند ورم در كبد است يا نه گرفته است .