گلنارد در بررسىهاى خود به اين نتيجه رسيد كه 77 درصد از آسيبهاى كبدى ديابتيكها در قطعه راست وجود دارد ؛ و اثر سوء مصرف الكل ، مخصوصا در قطعه چپ ظاهر مىشود و بالأخره ليتياس « 1 » بيشتر در قطعه ميانى اثر مىگذارد .
آنچه نتيجهء اين تحقيقات است و براى پزشك ، ارزش دارد اين است كه دو قطعه راست و چپ كبد از نظر بيمارىشناسى مستقل از يكديگر بوده و ممكن است فقط ، يكى از دو قطعه ، به هپاتيت مبتلا شود ، در اين صورت ، علايم هپاتيت در قطعه ديگر فرق مىكند . اين مسئله كه از تحقيقات دقيق دانشمندان معروف قرن بيستم اروپا است ، بر ابن سينا ، رازى و ساير پزشكان قديم ايران معلوم بوده است و در طبقهبندى هپاتيتها از نظر آناتومى - بالينى آن را دخالت دادهاند .
نكته شايان توجه اينجاست كه هپاتيتهاى حاد ، بيشتر بر اثر عفونتهايى كه مبدأ آنها طحال ، معده ، روده ، آپانديس و ساير اعضاى درونى شكم است ( مخصوصا ضمن ابتلا به تب تيفوئيد ، ديسانترى ، آپانديسيت و . . . ) بروز مىكند و اين هپاتيتها در بيشتر مواقع ، به سوپوراسيونها و دملهاى كبدى منجر مىشود . وفور اين هپاتيتها در قطعه راست كبد خيلى بيشتر است تا قطعه چپ . در قطعه راست نيز اكثر اوقات در قسمت محدب و بعضى اوقات در قسمت مقعر ديده مىشود .
بهطورىكه مونگورو در كتاب بيمارىهاى كبد ، صفحه 354 ، در مورد آبسههاى بزرگ مىنويسد :
آبسههاى بزرگ بيشتر در قطعه راست و سطح محدب اين قطعه پيدا مىشود .
و سپس علت آن را چنين شرح مىدهد كه وريد مزانتريك بزرگ ، خون موجود در معاء دقاق و قسمت اوليه معاء غلاظ را به قطعه راست كبد مىبرد .
بهطورىكه مىدانيم اين مناطق قسمتهايى از لوله هاضمه هستند كه محصول معمولى اولسراسيونهاى ديسانتريك و ساير اولسراسيونها است و سپس در صفحه 362 علايم آبسههايى كه در قسمت مقعر كبد پيدا مىشود ، شرح مىدهد و حتى گاهى گفته مىشود كه
هامش
( 1 ) .Lithias