تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
4 . گل‌ها و گياهان شفابخش ، تأليف لئونس كارليه ، اريك نيژل ، پروفسور لهامور ريموند دكسترت ، ترجمه مهدى نراقى ( ضمنا كتاب‌هاى ديگرى كه اين مترجم زبردست ترجمه كرده و به علت اقبال عمومى مردم به آن‌ها ، چندين بار تجديد چاپ شده است ، به قرار زير است : الف ) گذرنامه براى يك زندگى نوين ؛ ب ) چه بايد خورد و چگونه بايد پخت ؛ ج ) رمز شادى و تندرستى ؛ د ) چه كنيم كه هرگز خسته نشويم ؛ ه ) سبزىها و ميوه‌هاى شفابخش ؛ و ) معالجه با انگور ، ليمو و پرتقال ؛ ز ) نسخه‌هاى شفابخش . 5 . معالجه بيمارىهاى كبد و كيسه صفرا ، به وسيلهء گياهان دارويى ، تأليف پروفسور پارتوريه 6 . سلامتى و تغذيه ، به وسيلهء گياهان ، تأليف درومر 7 . معالجه بيمارىهاى مزاجى ، به‌وسيلهء گياهان دارويى ، تأليف فرانسوا دكو 8 . فرمولر درمان به‌وسيلهء گياهان دارويى ، تأليف فرانسوا دكو 9 . گياه‌شناسى طبى ، تأليف برناردن 10 . گياهان سودمند ، تأليف لينل 11 . گياهانى كه شفا مىبخشند ، تأليف كنت 12 . فرهنگ گياهان طبى ، تأليف هرو 13 . مفردات پزشكى ، تأليف پلانشون ، 2 جلد 14 . فرهنگ روستايى ، تأليف دكتر تقى بهرامى 15 . تيره‌شناسى ، تأليف دكتر احمد پارسا ، 3 جلد ( * 3 ) . دكتر عباس نفيسى ، استاد درمان‌شناسى دانشكده پزشكى دانشگاه تهران ، در جشن هزاره ابن سينا ، كه به سال 1333 شمسى با حضور هشتاد تن از خاورشناسان جهان و گروهى از استادان دانشگاه ، فضلا و دانشمندان ايران در تهران منعقد شد ، روز پنجشنبه ، دوم ارديبهشت ماه 1333 ، سخنرانى بسيار جالبى با عنوان « بعضى از گياهان صفراوى كه در كتاب دوم قانون ابن سينا از آن نام برده شده است و تطبيق آن با داروشناسى جديد » ايراد كرد كه قسمتى از آن ذيلا نقل مىشود : « پس از ظهور دين مبين اسلام ، مكتب قديم از رونق ديرين نيفتاد بلكه تحت تأثير عواملى خاص ، توسعه بيش‌ترى يافت و به صورت مكتب ايران و عرب توانست در رشته پزشكى ، نام نوابغى چون على بن ربن طبرى ، محمد بن زكرياى رازى ، على بن عباس مجوسى اهوازى ، ابو على سينا و ديگران را در پى استادان يونانى مانند بقراط و جالينوس ثبت كند و به همين جهت بود كه در طى قرون متمادى مكتب طب ايران و عرب يگانه مرجع و مأخذ صالح براى آموزش و پرورش پزشكان جهان به شمار مىرفت . نكته مهم ديگرى كه بسيار جلب توجه مىكند و با شواهد تاريخى به‌دست مىآيد ، آن است كه در مكتب طبى يونان ، بيش‌تر به شرح علايم بيمارى و سبب و تشخيص و سير آن‌ها اهميت داده مىشد و حال آنكه پزشكان ايرانى مخصوصا به فن درمان‌شناسى و شرح داروها و اصول تداوى رغبت مىكرده‌اند و چنان‌كه مورخان مىنويسند حتى در دانشگاه جندى شاپور درحالىكه قسمت‌هاى مختلف طب و جراحى در آغاز كار به توسط يونانيان و سريانيان تدريس مىشد بخش درمان‌شناسى و داروشناسى را استادان ايرانى كه در اين رشته بيش از ايشان آگاه بودند به عهده داشته‌اند » .