تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
در نتيجه كاوش‌ها و تحقيقات زيادى كه در سال‌هاى اخير به عمل آمده ، كم‌كم بر دانشمندان معلوم شده است كه غدد مترشحه داخلى ، دستگاه عصبى ، ويتامين‌ها ، دياستازها ، تعداد زيادى از مواد سمّى و معدنى ، بعضى ويروس‌ها ، عوامل فيزيكى طبيعى يا مصنوعى در بروز بيمارى سرطان دخالت دارند ؛ به اين جهت ، علم سرطان‌شناسى ، كم‌كم از منطقه اختصاصى خود خارج شده و به علت دخالت اين عوامل ، داخل در طب عمومى شده است . مخصوصا ، پس از اثبات اينكه بين تكثير سلول‌ها و دستگاه عصبى و غدد مترشحهء داخلى از نظر فيزيوپاتولوژى روابط كاملا صميمى و نزديك موجود است ، مسئله سرطان‌شناسى با نوروآندوكرينو لوژى ( علم مربوط به بيمارىهاى اعصاب و غدد مترشحه داخلى ) ارتباط كامل پيدا كرد و بيش از پيش جزء طب عمومى شد . ادامهء تحقيقات و پيشرفت اكتشافات در اين زمينه باعث كشف داروهايى شد كه با تجويز آن رشد غده سرطانى متوقف مىشود و از ازدياد حجم آن جلوگيرى به عمل مىآيد ؛ اين داروها را به نام متوقف‌كنندهء سرطان « 1 » ناميدند . در رأس اين داروها ، ماده‌اى به نام دى اتيل استيل بسترول قرار گرفته بود كه در معالجه بسيارى از سرطان‌هاى پروستات تأثير واضحى داشت و حتى قادر بود عوارض سرطان و متاستازهاى ( انتشارهاى سرطان در بدن ) آن را نيز معالجه كند . اين اكتشاف روزنه اميدى در محافل پزشكى ايجاد كرد ، زيرا امكان معالجهء سرطان را با داروهاى گياهى ثابت مىكرد . از آن پس ، تمام توجه متخصصان فن معطوف به معالجات دارويى سرطان شد و تجربيات زيادى در اين‌باره انجام شد و اجسام مختلفى مورد آزمايش قرار گرفت كه در بين آن‌ها ، بعضى گياهان هم وجود داشت . مثلا ، ثابت شد كه سورنجان
هامش
( 1 ) .Carcino - inhibiteur