خشك و پودينه و ماء الشعير و آب آرد شعير مطبوخ به عسل بنوشند و اشياى مدر بول مثل طبيخ حاشا و زوفا يا مطبوخ فراسيون استعمال نمايند و دواى طرخشقوق با شير خر يا شير بز كه همان ساعت دوشيده باشند با سه درم شكر بخورند .
و نسخه دواى مذكور همان است كه در قول بوعلى سينا گذشت .
و اگر طبع قبض باشد به حب صبر و به حقنه تليين نمايند .
و اگر ريم منفجر گردد و به سوى مثانه ميل كند دوائى كه حفظ مثانه و گرده قبل از رسيدن اذيت به اين ماده كند بخورند و آن اين است مغز تخم خربزه مغز تخم خيار اصل السوس كتيرا فانيذ و اغذيهء لين معتدل مثل ماء العسل كه در آن قدرى از نشاسته و شير كه مائيت آن دور كرده باشند و زردى بيضه و اسفاناخ پخته و ماء الشعير و ماهى رضراضى كوچك و گوشت طير ملائم و طلا شيرين خورند .
و اگر ماده به سوى شكم و امعا ميل كند اغذيه كه طبع قبض نكنند و نه اسهال بسيار آرند مثل بيضه تازه همان وقت جوشانيده و شير مطبوخ و حريره معتدل بايد خورد .
[ طبرى ]
طبرى گويد ريم كه در كبد جمع شود يا مادهء غليظ باشد كه در عروق مجتمع گردد و رگ زير غشاى موضوع بر عضله و فوق غشاى ما بين جلد و ميان او بشكافد و براى مده دو وعا باشد مسمى به دبيله و اين كلمه فارسى است و معنى او دو كيسه باشد براى مده چون ماده به سوى جگر زير غشاى كه بر آن پوشيده است و فوق غشاى تحت صفاق كه در پهلو است منصب گردد دبيله نامند .
و چون اين دبيله بشكافد يا ريم او كثرت پذيرد آن به حس ظاهر شود و اين نوع را از خارج به آهن بگشايند تا مريض سالم ماند بهر آنكه مده ميان غشاى موضوع بر كبد و ميان صفاق است پس هرگاه بگشايند ريم خارج شود و مريض صحت يابد .
و استخراج اين به ادرار بول و به اسهال ممكن نيست و گاهى ريم در موضعى كه آب استسقا در آن جمع مىشود مىريزد و كثرت مىپذيرد و فوق غشاى كه بر شكم است همه مندفع گردد پس نزديك بن ران در طول بگشايند چون بر غشا و اسفل عضو بود صالحتر باشد .
و اما مده كه در عروق كبد و در لحم او جمع شود از خارج شق نكنند و هرگاه شق نمايند احتياج به شق كبد افتد و انسان در شق كبد زنده نماند و بعضى اوائل در اين به قول مطلق گفتهاند كه تولد دبيله در عمق كبد و لحم او ممكن نيست پس واجب است كه طبيب در اين جا تأمل به استسقا ( به استقصا ) نمايد و موضع شك در آن نگذارد .
و اما كيفيت استخراج مده از كبد در هر موضع كه باشد اين است كه اگر ريم مده دبيله باشد بشكافند چون اخراج آن دشوار باشد و الا به اسهال از اشياى منقى مجارى برآرند .
و اگر در حدبهء كبد باشد تخم كرفس بستانى و فطراساليون و دوقو هر واحد يك درم همه را كوفته در صره بسته بعده اين صره بگيرند و بر آن تخم خيارين و خربزه مقشر مدقوق اندازند و مريض بر نهار دو درم از آن بخورد و بعد از آن سكنجبين عسلى از پانزده درم تا بيست درم بنوشند كه اين مده را از كبد و عروق آن به طريق بول به اندك سعى و اقرب زمان پاك كند .
و اگر مده در تقعير باشد مريض را اين سفوف به ماء الفواكه يا به سكنجبين مذكور بعد از آنكه در آن سه طسوج سقمونياى مشوى در سيب خوشبو و يك نيم دانگ تربد و يك نيم دانگ افسنتين ماليده باشند چون قوت عليل احتمال نمايد تنقيهء كبد به سرعت از اين تدبير گردد .
و ابو ماهر ابن سيار مقاله براى ابو يوسف مرقدى ترتيب داده و در آن بيان نموده كه صلابت در كبد نزد اورام حار حادث نمىشود مگر بعد خروج قيح و مده مثل صلابت اصول دماميله يا مثل صلابت اصول خراجات نزديك خروج مده و صحت آن الا ورم صلب سوداوى و اين قول بعيد از قبول نيست و ديد شخصى را كه در كبد او مده محتقن بود پس مده و خلط زنگارى قى كرد و مريض شفا يافت .
و اگر اين در حقيقت باشد پس شك نيست كه آن رجوع به معده نمود در عروقى كه كيلوس به سوى جگر نافذ مىشود و در عروقى كه غذا از جگر به سوى معده وارد مىگردد .
و از آنچه ضماد مىكنند كبد را نزديك اجتماع مده در آن اين است كه بگيرند انجير سفيد ده عدد و مر پنج درم و صبر سقوطرى دو درم و گل سرخ دو درم و فوفل يك درم و سائيده موم روغن از روغن قسط بسازند و اين ادويه بر آن انداخته مخلوط كنند و بر پارچه ماليده بر جگر نهند .
[ صاحب خلاصه و شفاء الاسقام ]
صاحب خلاصه و شفاء الاسقام مىنويسند كه در آنجا كه ماده به نواحى روده ميل كند و با براز بيرون آيد اين قرص سودمند است گل سرخ مغز تخم خيار مغز تخم خربزه هركدام چهار درم نشاسته كتيرا صمغ عربى گل ارمنى طباشير هركدام دو درم باديان تخم كرفس رب السوس تخم كاسنى هر كدام يك درم سنبل الطيب مصطكى هركدام نيم درم كوفته بيخته اقراص سازند هر يك به وزن دو درم و يكى از آن بدهند پس از آن آبى كه اندر آن عناب ده دانه انجير سفيد پنج دانه پرسياوشان يك درم گل بنفشه دو درم گل نيلوفر دو درم تخم خشخاش سفيد دو درم جوشانيده صاف نموده با شكر شيرين ساخته باشند بدهند و غذا كه در قول مجوسى گذشت بدهند و بر جگر قوابض ضماد نمايند تا مريض به انحلال قوت هلاك نگردد و تضميد كبد از خارج به سك و رامك و كندر و سعد و سنبل و مصطكى و قصب الزريره به آب سيب و آس و آب سفرجل نيز مفيد است
تبثر كبد
عبارت است از بثورى كه بر سطح جگر پيدا شود و اين علت كمتر حادث گردد بهر آنكه سطح كبد به غشاى صلب صفيق پوشيده است و حدبهء كبد نيز صلب است پس فضول كمتر در آن نفوذ مىكنند و عروقى كه در آن است فضول را جذب مىكنند به سوى كليه و در كليه قوت جذب قوى است پس فضول در آن لبث نمىنمايد و از اين جهت اين علت نادر الوقوع است