نزور اقم گرد و خوراك سازند بهتر است .
ايضا كه مجرب حكيم ذكاء الله خان صاحب است
[ صفت آن ]
سروالى سنگارهء خشك و دوهى خر و گوند چنيه بهپلى خار خسك دانهء الايچى كلان قلعى كشته كوفته بيخته نگاه دارند و نبات سفيد همچند آميخته به قدر شش ماشه يا دوازده دام شير گاو فرو برند و يك نسخهء معمول ايشان در بحث جريان منى گذشت .
و بعضى گويند كه اگر قلعى كشته و مصطگى هر واحد يك توله ثعلب مصرى شش ماشه سفوف كرده هر روز سه ماشه با نيم آثار شير مادهء گاو بدهند و غذا برنج دوال مونگ سازند سوزاك كهنه را مفيد بود .
ايضا سفوف مخترع حكيم احسن الله خان كه مجرب است
[ صفت آن ]
است بهروزه است سلاحبيت است گلو قعلى كشته هر يك يك توله مغز تخم خيارين مغز تخم نربوز تخم خرفه تخم خشخاش سفيد تخم كاكنج دانهء هيل طباشير سفيد كباب چينى هر يك هفت ماشه همه را باريك سائيده شش ماشه به آب خالص و شربت بزورى يا بدرقهء ديگر بخورند .
ايضا
[ صفت آن ]
سفوف است بهروزه كه در سوزاك كهنه معمول است بهروزه تر پاو سير گرفته گلوى خشك هفت توله اصل السوس چار توله سائيده و آميزند و در صره بسته در آب به طريق مشهور چكانند و خشك كرده سائيده نصف وزن آن نبات سفيد سوده آميزند و از نيم درم تا يك درم نهايت يك مثقال همراه آب يا شير با تبريد مناسب بخورند .
ايضا
[ صفت آن ]
بهروزه تازه در پوئلى بسته در ميان ديگ گلى كه نصف آن پر از آب باشد بياويزند به نحوى كه پوئلى آن پنج شش انگشت بالاتر از آب باشد و زير آن تا يك پاس آتش ملايم نمايند بعده فرود آورده سرد كنند و آنچه در ته ظرف منجمد گردد برآورده سوده به قدر نيم ماشه تا يك نيم ماشه با هموزن آن اصل السوس مقشر سوده آميخته با لسى شير گاو بدهند و از ترشى و فلفل سرخ پرهيز ضرور است .
ايضا
[ صفت آن ]
بهروزهء موصوف و طباشير و سنگ جراحت هر يك شش ماشه دانهء هيل دو ماشه گوكهر و يك توله سفوف ساخته پنج ماشه همراه شيرهء تخم خيارين شيرهء تخم خرفه هر يك هفت ماشه شربت نيلوفر دو توله داده باشند .
ايضا
[ صفت آن ]
است بهروزه و آملهء خشك و قاقلهء كبار هر يك يك توله سائيده به قدر سه ماشه با لسى شير گاو تازه ده روز صبح بخورند غذا شيربرنج
شياف كه براى اندمال قرحهء سوزاك معمول است
[ صفت آن ]
سفيدهء كاشغرى شسته كات سفيد مرداسنگ توتياى سبز كافور هر واحد يك ماشه در آب درخت كيله صلايه كرده شياف باريك ساخته در بحليل نهند .
ايضا
[ صفت آن ]
توتيا مرداسنگ صبر كدو سوخته مس سوخته اقليمياى مغسول گل قبرسى شادنج مغسول كندر انزروت مازو گلنار شب يمانى اقاقيا زاج سوخته دمالاخوين گل سرخ اقماع انار ترش كاغذ سوخته مجموع يا هر كدام كه ميسر آيد گرفته شياف استعمال نمايند .
فتيله مخترع حكيم مؤمن به جهت سوزش بول و تنقيهء چرك و التيام زخم به غايت مؤثر و مجرب است و جهت تواصير نيز بى عديل
[ صفت آن ]
صبر زرد يك درم توتياى مغسول مرداسنگ سفيد آب قلعى مغسول گلنار گل ارمنى هر كدام دو درم كدو سوخته موى سوخته كندر هر كدام يك درم افيون نيم درم همه را باريك سائيده از حرير گذرانيده به آب كتيرا بسرشند و فتيلهها باريك ساخته در سوراخ قضيب بدارند قطور كه براى قرحهء سوزاك مجرب حضض مكى تخم خرفه سفيدهء كاشغرى در آب حل كرده در احليل چكانند و در نسخهء ديگر تخم كاهو مقشر و گل ارمنى به جاى حضض داخل است قرص كه نافع است قلعى كشته است سلاحبيت آفتابى كتيرا گل ارمنى خشخاش سفيد صمغ عربى مغز بهدانه مغز تخم خيارين خرفهء مقشر مغز تخم تربوز مغز تخم كدو شيرين كوفته بيخته با لعاب اسپغول به قدر يك يك ماشه اقراص سازند و در سايه خشك نموده نگاه دارند و به قدر هفت ماشه با شير ماده گاو ممزوج به آب فرو برند .
اقوال اطبا :
[ بوعلى سينا ]
بوعلى سينا مىنويسد كه علاج قروح داخل قضيب به علاج قروح مثانه كنند و گاهى در مثل اين احتياج به اين دواى قرطاس افتد بگيرند قرطاس محرق و اقليمياى محرق مغسول و پوست درخت صنوبر صغار و شادنج و كندر و از اين اقراص سازند و در زراقه استعمال نمايند .
[ گيلانى ]
گيلانى مىگويد كه مسهلات باردهء رطبه مثل آب فواكه مقوى بسنا و خميرهء بنفشه و خميرهء نيلوفر و امثال اين بنجاح مىانجامد و تبريد و ادرار را در اين باب دخلى عظيم است و قرص كاكنج مفيد و اگر تخم تاج خروس يك توله با قند دو توله سفوف نموده تا بست روز بخورند نافع بود .
و ايضا شورهء قلمى سفيد صاف يك درم سائيده در يك چمچهء شير ريخته بياشامند و عقب آن يك پياله شير بنوشند سه روز يا يك هفته و يا زرشك سه توله شب در پانزده تولهء گلاب تر كنند و صبح صاف كرده شيرهء تخم خيارين يك توله و نبات چهار توله سائيده بر آن اضافه نموده بياشامند سه روز اين عمل كنند كه نافع است و اين سفوف ماميران براى اندمال قرحه مجرب است طباشير دو درم كبريت زرد دو درم مغز تخم خيارين چهار درم تخم خرفه نيم مثقال كتيرا صمغ عربى ماميران چينى هر يك دانگ گلنار يك نيم دانگ زرشك بيدانه افيون زراوند مدحرج هر يك دو دانگ كنجد سفيد مقشر سه مثقال شكر سفيد