و يك ساعت بدارند .
ديگر اگر خرمهره نصف عدد به آب سائيده بخورند بول بسته برآيد .
ديگر حكيم على نوشته كه انبهء رسيده كه پوسيده باشد و لايق خوردن نبود به دست بمالند و آب آن را به مبالغه تمام صاف كنند و در شيشه كرده نگاه دارند و اندكى از آن صاحب حبس بول را بخورانند كه فتح عجيب مىكند ايضاً سه درم روغن بيدانجير به آب نوشيدن بول بگشايد .
ديگر صاحب تكمله گويد كه اگر از زيرهء جاروب دو درم جوشانيده بنوشانند بليغ التاثير است .
ديگر شورهء قلمى جواكهار ريوند چينى باديان مساوى نبات برابر همه كوفته بيخته بست و يك ماشه بخورند و ضعيف را يك توله يا كمتر از آن بدهند .
ايضاً نيل برى كافور قدرى گرفته سوده و فتيله را بدان آلوده در سوراخ قضيب نهند .
ديگر مسكه گاؤ شكر سفيد هر يك يك نيم توله شورهء قلمى يك ماشه سوده با هم آميخته بخورند براى حبس بول معمول استاد مرحوم است و داشتن شوره و كافور اندر احليل و طلا كردن آن زير ناف فائده مىكند .
ديگر شورهء قلمى نمك جواكهار به قدر دو ماشه كوفته بيخته با بسى شير بخورند فائده عظيم دهد .
ديگر زعفران يك حصه شورهء قلمى دو حصه در آب حل كرده قطور نمايند بول بگشايد .
ديگر ده درم روغن بيدانجير يا چهار دام شير مادهگاو بدهند فى الفور بول بسته بگشايد .
ديگر معصفر كه به هندى كسنب گويند به قدر دو توله در شير نيم پاؤ پخته نيم وزن او شورهء قلمى اضافه نموده بر عانه ضماد كنند جهت رفع احتباس بول مجرب است و كذا برگ نيل در آب سائيده و همچنين قرطم و كسنب در جغرات سائيده بر عانه ضماد كردن مفيد بود .
ديگر چون پوست درخت بيدانجير ريزه ريزه كرده با شير مادهگاو بجوشانند و به طريق مرهم ساخته ضماد نمايند در تفتيح بول مجرب است و اگر حرارت و ورم محسوس شود آرد جو اضافه نمايند .
ديگر دال ماش خام و شورهء نيل برى بر عانه ضماد سازند .
ديگر مغز پنبهدانه دو توله سوده به روغن بيدانجير يك توله سرشته بر مثانه ضماد كنند و ضماد كنجد و خردل نيز بول براند .
ايضاً ريوند چينى شورهء قلمى پهتكرى در آب سائيده آشاميدن و ديگر مدرات مثل گوكهر و و كاسنى و هنسراج و سونف و كباب چينى و تخم خربوزه و پوست املتاس مفيد احتباس است
ديگر بگيرند برگ صدبرگ به قدر دو توله و به آب شيرهء برآورده قدرى شكر آميخته بخورند .
ايضاً هزاردانه كه آن را بهندى آنوله و مشكدانه نيز گويند يك توله كه مع چوب و بيخ شيرهء برآورده با نبات پنج توله شيرين كرده بنوشند كه مجرب است
ديگر پشك موش دو دام به آب سائيده نيم گرم زير ناف طلا سازند بول بگشايد
ديگر بول سرخ پنج سرخ سائيده به آب بخورند و ضماد سه برگ يعنى تپتى بر مثانه نيز مفيد
ديگر شيرهء برگ بسكهپره با شير آميخته بنوشند
ديگر شير بز گرم كرده قضيب را در آن نهند
ديگر صدف سوده بر زهار طلا سازند .
ديگر ترب با شورهء قلمى سائيده زير ناف ضماد نمايند
ديگر يك درم بيخ اندراين جوش داده نوشيدن مفيد بود
ديگر چهال اندرونى درخت لهسوره پاؤ آثار در يك آثار آب بجوشانند چون نيمه بماند صاف كرده تنها يا قدرى شكر سرخ آميخته بنوشند كه در گشادن بول بسته مجرب نوشته
ديگر قرنفل گلدار در سوراخ قضيب داشتن مفيد بود
تقطير البول
حالتى باشد ميان احتباس بول و استرسال آن و به قول خجندى آن در حقيقت از حبس عسر البول است مگر غير مستحكم السبب بود .
و فرق ميان اين هر دو و سلس البول آن است كه در عسر البول خروج بول به دشوارى بود و مع ذلك خارج مسترسل و به اراده مطلقه باشد و در سلس البول خارج به غير اراده مطلقه بود و در اكثر امر مع ذلك مسترسل يا عقب بول مسترسل باشد و اما تقطير البول آنكه خروج او اندك اندك بود مع اراده مطلقه .
و محشى شرح اسباب گويد كه تقطير البول آن است كه خروج او اندك اندك بود به اراده مطلقه به سبب امر متعلق به بول كه مخرج به سوى اين باشد .
و اگر اندك اندك بدون اراده خارج شود آن سلس بول باشد نه تقطير او .
و اگر آن به سبب امر متعلق به بول نبود بلكه بول كننده آن به اختيار خود كند البته آن مرض نبود قطع نظر از تقطير بول .
بالجمله سبب تقطير البول سه نوع است :
نوع اول آنكه در بول باشد و آن دو گونه است :
يكى حدت بول بهر آنكه استرسال بول به سبب حدت آن باعث الم مجرى گردد و اجتماع بول و ثقل او غير محتمل بود پس آن را حالتى ميان استرسال و احتباس عارض شود و آن تقطير است و يا بهر آنكه هر وقت كه بول اندك در مثانه جمع شود به سبب شدت ايذاى او به حدت آن استدعاى بيرون كردنش نمايد پس دافعه آن را دفع كند و اگرچه به اراده نباشد و سبب حدت بول يا اغذيه و ادويهء تيز و تعب و رياضت و جماع و غير آن باشد و يا سوء مزاج حار اعضاى مبدأ بول مثل جگر و رگهاى آن