تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
و بول رقيق قليل المقدار غير نضيج بود از خارج به چيزى كه ملين صلابت و محلل ورم باشد ضماد كنند و حقنه‌هاى لينه استعمال نمايند و آنچه مدر بول بود به رفق و تمهل بياشامند و هر گاه در امر اين ورم اهمال نمايند به استسقا انجامد .

[ شيخ ]

شيخ ميفرمايد كه چون اين نوع بيشتر مؤدى به استسقا ميگردد به سبب انسداد طرق مائيت و رجوع او به سوى بدن فلهذا بايد كه در مثل اين علت ادامت ادرار بول نمايند و در اصول معالجه صلابت كبد و ادويهء آن تأمل كنند كه آن بعينه طريق معالجهء صلابت كليه است . پس اگر به سبب كثرت خون سوداوى حاجت فصد افتد بگشايند و شرب بزورى كه در آن تليين و تحليل باشد مثل تخم مرو و تخم كتان و تخم خطمى و حلبه و قرطم به طريق سفوف نافع بود . و در اين ادويه مدرات حسب حاجت مخلوط سازند و در ادرار افراط نكنند كه ماده غليظ بماند و متحجر گردد بلكه بول او ملاحظه كنند هر قد كه غليظ شود ادرار به اعتدال نمايند و هر گاه رقيق باشد انضاج كنند . و از علامات نضج او اين است كه بول كثرت پذيرد و مروخات و كمادات به مثل روغن قسط و ناردين و زنبق و روغن بابونه و شبت و روغن غار نفع بخشد و ضمادات از بابونه و اكليل الملك و بزر كتان به كار برند . و گاهى حاجت افتد به مثل مقل و اشق و سكبينج و پيه خرس و پيه شير و مغز ساق گاو و گوزن و غير آن و از آن مرهم و ضماد ساخته استعمال نمايند . و گاهى احتياج بود به آنكه مثل مقل و اشق در طبيخ مدرات بگذارند و همچنين بابونه و خارخسك و اكليل و بسفايج و از آن بنوشند .

[ جرجانى و ايلاقى ]

جرجانى و ايلاقى مينويسند كه در ورم سوداوى اول علاج كلى كه در اين باب گفته شد اختيار نمايند و تنقيه به مطبوخ افتيمون بايد كرد . و اگر قوت ضعيف باشد و مرض دشوار بود ماء الجبن از سكنجبين افتيمونى ساخته بايد داد و استعمال اطريفل كبير سود دارد . و از غذا بر زيرباج اقتصار كنند تا آن وقت كه در بول اندك رنگى پديد آيد پس رگ باسليق گشايند و حقنه‌ها كه در نوع سابق گذشت به عمل آرند و همان ضمادات به كار برند . و اين ضماد معمول ابو الحسن و ابو ماهر است تراشهء كدوى تر تراشهء خيار گل بيد برگ خبازى همه را كوفته آب بگيرند و در هاون سرب كرده بسيار بسايند تا سياه گردد و چيزى از سرب حل كنند و بدان بياميزند و روغن بنفشه اندكى داخل كرده باز بسايند تا همه يك ذات شود اندكى بر گرده طلا كنند و در باقى پارچهء كتان تر كرده بر موضع گرده نهند و هر گاه خشك شود باز تر كنند و اين ضماد جميع اورام صلب سوداوى را تحليل كند . ابو الحسن گويد كه من در اين ضماد آب كاسنى و آب گشنيز زياده كرده در علاج توتر قضيب استعمال كردم و بسيار نافع يافتم با آنكه صاحب مرض بر فصد و قى راضى نشد و پرهيز نكرد در مدت چهل روز مرض او زايل شد و مقصود من از بيان اين حكايت آن است كه معلوم گردد كه اثر اين ضماد در تحليل اخلاط غليظ چه خوب است . و اگر اول ورم حار يا بارد بود پس صلب گردد اگر زود به علاج مشغول نگردند علاجش صعب گردد و باشد كه ريم كند و هلاك گرداند . و علاجش فصد باسليق است اگر مانعى نباشد و ماء الشعير به شربت انجير يا شربت بنفشه دهند . و اين حقنه به كار برند بگيرند حسك مشتى بزرگ اطراف كرنب اطراف چقندر هر يك مشتى خطمى در صره بسته و سبوس گندم در صره بسته هر يك مشت انجير بستى سى عدد پرسياوشان مشت بزرگ تخم خيار تخم بادرنگ تخم خربزه هر يك مشت و نيم بكوبند و همه را بپزند و به قدر نيم رطل بغدادى صاف كنند و سه زردى تخم مرغ و پانزده درم تا بيست درم روغن كنجد بياميزند تا يك ذات گردد و به كار برند سه بار و موضع گرده را از پيه بط و پيه مرغ و مغز ساق گاو چرب كنند . و اين ضماد نهند تخم كتان تخم حلبه تخم خبازى هر يك پنج درم شبت بابونه خطمى هر يك چهار درم مقل اشق علك البطم هر يك سه درم مقل و اشق را در آب حل كرده ادويه بدان بسرشند . و اشق را در نرم كردن اورام صلب اثرى نيك است و هرچه سابق گذشت از اشربه و اضمده به كار برند و غذا آب سبوس به عسل و روغن بادام فرمايند و مزورهء ماش مقشر كه خبازى و اسفاناخ در آن پخته باشند و زيرباج به عسل يا شكر شيرين كرده بخورانند و چون صاحب او جماع كند مرض علاج نپذيرد .

[ سعيد ]

سعيد گويد كه در ورم سوداوى اگر مزاج حار و گرده گرم باشد به شرب خيارشنبر مع جلاب تليين طبيعت نمايند و به استعمال به زور مثل تخم خيارين و خرفه و خشخاش به شربت بنفشه علاج كنند . و اگر حرارت نباشد طبيخ اصل السوس به جلاب بنوشانند و گلقند خورانند و آب نيم گرم بنوشانند و به زيرباج غذا سازند و از تخم كتان و حلبه و تخم خطمى و شبت و بابونه كوفته به آب گرم سرشته ضماد كنند و موم و پيه ماكيان و بط و مغز ساق بقر مع مقل محلول به آب گرم بر پشت بمالند .

[ خجندى ]

خجندى گويد كه از بابونه و اكليل الملك و حلبه و آرد باقلا و خطمى و اشق و مقل و پيه مرغابى و ماكيان و مغز ساق گاو بر پشت ضماد كنند . و ايضا به مرهم داخليون ضماد نمايند و اين ضماد نافع است آرد حلبه