تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
و سماق و پوست انار ترش هر يك پنج درم كافور نيم درم همه را به آب مورد بسرشند . و اگر يك درم زعفران و دو درم عود زياده كنند روا باشد و غذا حسو كه از كشك جو بريان كرده و برنج بريان كرده و مغز بادام بريان كرده و مغز حماض پخته و روغن بادام بر آن چكانيده و طفشيل از عدس مقشر و آبغوره و آب سماق و آب انار ترش و يا دوغ آهن‌تاب مقدار نيم رطل به پانزده درم كعك همچون سرمه سوده و نان خشك در تنور بريان كرده نافع بود و برنج بريان كرده به شحم گردهء بز پخته سودمند بود و اگر اين بثرها عقب دق و سل برآيد آن را علاج نيست .

[ ابن هبة الله ]

ابن هبة الله گويد اگر زلق معده تابع قروح از قبل سوء مزاج حار مفرد باشد علاجش به شرب ماء الشعير كه در طبيخ او قطعهء به داخل كرده و هنگام تصفيه و تبريد آن در آن صمغ عربى و گل ارمنى آميخته باشند و شيرهء تخم خرفه به رب به يا سكنجبين سفرجلى و آب انبرباريس به رب سيب بنوشند يا قرص طباشير حابس به غير زعفران بخورند و معده را به طحلب و جرادهء كدو و سماق و گل سرخ ضماد كنند و به چوزهء مرغ و آب سماق را به آب اناردانه غذا سازند . و اگر قروح باقى بود و آن از صفراى حاد موجود در معده پيدا شده باشد اولًا قى به شرب آب سرد تنها يا آب انار نمايند و ماء الشعير به آب انار بنوشانند و تبريد مزاج به شيرهء تخم خرفه به آب به ترش و طباشير به رب سيب كنند . و اگر تب نباشد به چوزهء مرغ معمول به سركه و گشنيز يا به آب سماق غذا سازند .

[ انطاكى ]

انطاكى گويد كه اگر زلق معده و امعا از قروح باشد تقليل حوامض و تكثير صموغ و ذوات ألعبه و أدهان مثل بزرقطونا و روغن بادام واجب است و غذا آنچه در آن قبض و تغريه باشد مثل خرفه و چقندر و قطف و اطريه به بادام و آب مدبر بنوشند . و الطف تدبير او اين است كه در آن آهن چند بار سرد كنند بعده با مصطكى در ظرف نو بجوشانند و سرد كرده به كار برند . و قومى در آن برگ آس و قطع انجبار مىاندازند و اين فعل نيك است و در تضميد معده به آس و صندل و اقاقيا و عدس به سركه سرشته و تخفيب اطراف به حنا و عصفر در گلاب يا آب كدو سرشته باك نيست .

[ خجندى ]

خجندى مىنويسد كه علاج اين علاج زلق الامعاى بثورى است و خوردن اين سفوف حب الرمان نفع كند اناردانه بريان جزو حب الآس بلوط سماق زيره در سركه تر كرده بريان نموده آرد كنار و غبيرا گشنيز بريان خرنوب شامى و نبطى مكد نيم جزو رامك سك عود مكد ثمن جزو همه را جريش سائيده سه درم به رب مناسب بخورند و اغذيهء مطفيهء قابضه مثل زرشكيه و سماقيه و ريباسيه و امثال آن تناول نمايند .

[ مير ابو عوض و ابو منصور ]

مير ابو عوض و ابو منصور گويند كه در اول اسپغول با رب آس و اندك روغن گل ممزوج به آب سرد بدهند و يا سه تخم مطبوخ به دستورى كه در قول اسمعيل گذشت بايد داد . و اگر زائل نشود قرص طباشير قابض به آب انار ميخوش و آب به خورانند و شكم را به مورد و اقاقيا و لادن و افيون ضماد كنند و شبانگاه دو درم اسپغول به روغن چرب ساخته بدهند . و چون از اين تدبير تسكين نپذيرد دوغ گاو سنگ‌تاب يا آهن‌تاب با نان كعك بايد داد . و اين قرص بثور و قروح معده و امعا را زائل كند گل سرخ چهار درم تخم حماض زرشك بارتنگ كهربا بسد هر كدام چهار دانگ نشاسته صمغ عربى گل مختوم طباشير هر كدام دو درم كوفته بيخته به لعاب اسپغول قرص سازند هر يك به وزن مثقالى و يكى از آن با شربت حب الآس يا رب به يا رب سيب بدهند .

[ طبرى ]

طبرى نوشته كه اگر زلق معده از حرارت و بثور باشد كه در سطح معده برآيد هر چه در زلق معده از ضعف قوت ماسكه گفتم يعنى آنچه در قول او در اسهاال معدى بلغمى گذشت همه نافع است و بهر حرارت تخم بارتنگ و اسپغول هر دو بريان به روغن گل خالص و روغن سفرجل در آن بيفزايند و طعام او حصرميات مبرده و سماقيات و انبرباريسيه و مانند آن سازند و بر معده اين ضماد بارتنگ اسپغول گل سرخ پست جو و قسب مساوى در سركه و روغن گل حل كرده بر معده تا وقت غذا ضماد نمايند و گاهى تضميد معدهء او به آب آس و سيب و به تنها مىكنند . و ابو ماهر چون علت از بثور و حرارت بودى امر به اين روغن كردى بگيرند آب به ميخوش و آب آس رطب و آب عصى الراعى هر واحد رطل صغير و سركهء كهنه صد درم در ديگ آهن كرده و بر آن هفتاد درم روغن گل خالص انداخته به آتش نرم بجوشانند تا همه آب و سركه برود و روغن بماند معدهء عليل به اين روغن غرق بدارند و بارتنگ و اسپغول هر دو در اين روغن بريان كرده بدهند و در اين علت چيزى بهتر از اين روغن نديدم

علاج اسهال معدى از ضعف جگر و سدهء آن

تدبيرش همان است كه در بحث ضعف جگر و سدهء آن گذشت و جوارشات منفذ غذا در بدن مثل جوارش فنداديقون و جوارش مصطكى دهند و تقويت كبد بدانچه در باب صعف كبد از اضمده و كمادات و اغذيه و غيره مذكور شد بايد كرد كذا قال الشيخ و جوارش عنبر علوىخانى نيز در اين باب مجرب است . ابن عباس مىنويسد كه هر گاه ذرب از قبل سدد باشد بايد كه آنچه مفتح سده باشد استعمال نمايند از اغذيه و ادويه مثل آب كرفس و باديان وز يره و انيسون و نانخواه . و ايضا تخم كرفس و باديان و زيره و انيسون دهند . و ايضا قرص انبرباريس به سكنجبين سفرجلى و به آبى كه در آن زيره كرمانى جوشانيده باشند بدهند و از اغذيهء غليظه لزجه