جرجانى گويد كه علاج اسهالى كه از خوردن طعام بسيار افتد همچون علاج صاحب هيضه كنند و يك شبانهروز گرسنه دارند و غذا اندك دهند و اغذيه سبك و سريع الهضم فرمايند و معده را قوت دهند به ادويهء كه موافق مزاج بود
اگر مزاج گرم باشد گلقند با قرص طباشير سرشته دهند و سفوف حب الرمان و مانند آن به كار برند و طعام سماق و اناردانه مانند آن باشد .
و اگر مزاج سرد بود گلنگبين با مصطكى و عود خام دهند و جوارش كمونى و جوارش عود و ترنج مربى و خائيدن مصطكى و علك سودمند بود و طعام كباب و كبوتربچه و گنجشك بريان خورانند .
و آن را كه اسهال از طعام بد افتد از آن نوع هيچ نخورند و آن عادت بگردانند .
و آن را كه اسهال از اغذيه چرب افتد روز ديگر گرسنه مانند و اندكى گل شور بخرند و طعام كم چرب خورند .
و آن را كه اسهال از بىترتيب خوردن بود آن عادت ببايد گردانيدن و معده را قوت دادن و اضمده مقوى معده كه در علاج اسهال معدى بيايد به كار برند و ترتيب خوردن آن باشد طعام لطيف پيش از طعام غليظ خورند و ميوهها بعد از طعام نخورند .
و هم او گفته در اسهالى كه سبب آن حركات عنيف بعد طعام بود و غذا غير منهضم و فاسد از معده به امعا منحدر گردد تنقيهء معده به ايارج فيقرا كنند و خواب و سكون و عدم حركت بعد طعام اختيار نمايند و اگر مسافر بود طعام وقتى خورد كه به منزل فرود آيد
علاج اسهال هوائى
اگر از تعفن هوا حادث شود آن را اسهال وبائى گويند و قلبى نيز نامند پس بهتر آن است كه تبديل هوا كنند اگر ميسر آيد و الا تعديل هوا نمايند به نوعى كه بهر اصلاح هوائى وبائى مقرر است و ترياقات قابضه مثل ترياق الطين و غيره با مغلظات دادن خيلى مفيد است و پيوسته در آب برف نشانيدن و بر سر ريختن نافع بود همچنين پارچه در صندلى كه به گلاب و عرق بهار كرنه سوده باشند تر كرده بر يخ سرد ساخته بر همه بدن بپوشانند .
و چون خشك شود باز در صندل تر كنند و بادكش نيز از پارچهء مذكور ساخته بجنبانند و اطراف آن را به نوار محكم بربندند و فادزهر حيوانى در دوغ گاو در روزى سه چهار بار دادن بسى نافع و خصوصاً به آهن يا سنگ داغ كرده و همچنين غسل كردن و نشستن در دوغ و ديگر تدابير مفرحه به كار بردن و غذا دوغ داغ كرده خوردن نافع
علاج اسهال دماغى
اولًا به حسب غلبهء خلط تنقيهء دماغ كنند بعده تقويت دماغ و تبديل مزاج و منع نزلات نمايند چنانچه در بحث زكام و نزله مذكور شد و بر پشت خواب نكنند .
و ايضا تنقيهء دماغ به فصد و حجامت و اسهال و غراغر به حسب حال و اصلاح مزاج او به شمومات و عطوسات و اضمده و نطولات مذكوره در امراض دماغ و جذب ماده به جانب ديگر به دلك سر بعد حلق رأس به خرقهء خشنه و تضميد به خردل و نمك بر آن و دلك قدمين و منع نزله به شربت خشخاش كه گلنار و كتيرا و صمغ عربى و عصارهء لحيةالتيس و زعفران در آن آميخته باشند و از لعوقات حابس نزله نمايند .
و معجون هرمس در اين باب عظيم النفع است و اقراص كه از گل سرخ و صمغ و خشخاش و رب السوس و نشاسته و كتيرا و زعفران و كاهو بسازند و اجتناب از خواب بر تكيه بلند نافع بود و در اين قصد حبس طبيعت و منع اسهال زنهار نكنند چنانچه بقراط امر كرده بلكه همگى عنايت به تجفيف دماغ و تنقيهء آن و منع نزله از انصباب مصروف دارند .
و ايضا اگر بعد تنقيه اندكى باقى ماند شربت خشخاش دو سه توله و سفوف مقلياثا نه ماشه با عرق بادرنجبويه هفت توله دهند و ديگر جوارشات قابضه استعمال نمايند و بيمار را تا يك پاس در آفتاب نشانده حلق سر نموده سركه دو حصه و آب زهرهء گاو يك حصه تا دو گهرى بر سر بمالند و بعد يك ساعت به آب برگ چقندر سه جزو نمك اندرانى يك جزو آب شور چهار جزو بشويند بعد از آن نمك طعام در روغن فرفيون آميخته بمالند بسيار نافع است .
و شاه ارزانى مرحوم فرموده كه بر تارك سر كلك زده سيماب بر آن مالند كه در منع نزله و اسهال نزلى از مجربات است .
و ايضا در اسهال دماغى كه آن را نزلى گويند اول وقت صبح به مقيئات بلغم قى فرمايند جهت دفع مادهء نزله كه در معده جمع شده باشد دو سه روز متواتر پس تنقيهء دماغ به حب قوقايا و ايارج كنند و همه تدابير كه در نزله گذشت به عمل آرند بعد از حبس نزله اگر اندكى اسهال باقى ماند جهت منع آن مغريات و مزلقات با قرص خشخاش استعمال نمايند و اين دوا دهند كه بسيار مفيد و مجرب است نانخواه پنج ماشه پوست هليلهء زرد زنجبيل هر يك سه ماشه آملهء منقى هفت ماشه شب در عرق باديان خيسانيده صبح شيرهء برآورده نمك سنگ يك نيم ماشه حلبه حرف هر يك سه ماشه پاشيده دهند غذا زردى بيضه و كباب شامى به نان تنورى خورند .
و اگر بعد تب شطر الغب اسهال نزلى يا خفقان و ضعف و سقوط اشتها عارض شود طباشير لاجورد مغسول هر يك يك ماشه جواهر مهره چهار سرخ در جوارش عنبر علوىخانى نه ماشه ورق طلا يك عدد شربت سيب و خشخاش هر يك يك نيم توله در عرق خارخسك و گاؤزبان هر يك سه توله عرق عنبر چهار توله تخم فرنجمشك سه ماشه حرف دو ماشه دهند و وقت شام حب سيماب يك عدد با مطبوخ صمغ عربى كه هر دو نسخه در باب نزله مذكور است بدهند و غذا پلاؤ بنوماش وقت شام زردى