تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
زائل شود و قوابض قويه مثل شربت آس و سفرجل يا رب آن هر دو با تخم‌هاى بريان و گل ارمنى و مانند آن استعمال كنند و اسهال كه از برودت يا ماده آن بارد باشد شربت آس يا رب آن مطيب بعض افاويه مثل قرنفل و دارچينى و دارفلفل يا جوارش سفرجلى قابض دهند . و گاهى سفوف مقلياثا اضافه كرده مىشود و قرص عود نيكو است و يا سفوف از سماق و كزمازج و زيره بريان و انيسون بريان و اقاقيا و سك و حب الآس و زر ورد و كندر بريان ساخته هر صباح سه درم به رب آس يا به يا شربت سيب بدهند اگر اسهال سدى نباشد و بدن از مواد پاك شده باشد . و اغذيه در اسهال بارد بچهء مرغ مطنجن و مشوى مبرز به زر ورد و گشنيز خشك يا به سماق و زيره بريان دهند يا بچهء مرغ در آبغوره تر كرده و به مثل دارچينى و قرنفل مطيب ساخته و جميع شورباها مسهولين را مناسب نيست مگر در اسهال سدى . و ايضا نزد خوف عطش استعمال كنند و همچنين نوشيدن آب بسيار مناسب نبود بلكه واجب است و تسكين تشنگى ايشان حيله كنند به مص بعض عصارات فواكه قابضه و به مثل مص به و سيب . و اگر چاره نباشد اندك اندك آب آهن‌تاب با عرق بارتنگ و عرق عنب الثعلب بدهند و شورباى كبوتربچه يا دراج با مصالح قابضه مثل زيره و انيسون و مانند آن در اسهال حادث از برودت بخورانند و كذلك دراج به ابازير مذكوره بدهند . و پنير كهنه را مكرر از آب بشويند و خشك نموده بريان كنند و سائيده يك مثقال تا دو درم در بعض ربوب يا اشربه يا عصارات قابضه بدهند كه اسهال قطع نمايد و خيلى نفع بخشد حتى كه از جميع پنيرمايه‌ها قوىتر است مضر به مضرت آنها نيست و سحج را نافع است و اكثر مضرت آن عطش است و تدارك آن به طباشير بريان و تخم خرفهء بريان كنند و يا به عصارهء خرفه استعمال نمايند يا در آن بجوشانند و جغرات را بعد گرفتن مسكه چون بجوشانند تا مائيت آن برود و افضل از اين آنكه در آن آهن گرم يا سنگريزه گرم كرده سرد نمايند و عوض غذا با كعك بخورند و عوض آب تنها بنوشند كيفيت حاد را به اصلاح آرد و در يك دو روز قطع اسهال كند ليكن در تب استعمال نبايد كرد . گيلانى گويد كه در اسهالات تأمل بايد كرد و زود قابض نبايد داد كه اكثر به سبب دفع طبيعت به تقريب كثرت و رداءت مواد مىباشد اگر در غير وقت حبس شود مريض هلاك گردد پس به علامات بشناسند كه ماده از كجا دفع مىشود و چه جنس ماده است و كثرت و قلت ماده معلوم كنند و حدت و عذوبت اخلاط را خوب دريافت كنند كه امرى عظيم در اكثر علاجات اسهالات اين است كه حدت اخلاط را كم كنند . و اين معنى در شيرهء تخم خرفه و شيرهء تخم خيارين و خميرهء بنفشه و به زور لعابيه چون اسپغول و تخم ريحان و كنوچه و بارتنگ محقق است و در اسهال معدى جوارش خوزى و در معوى معجون قابض و سفوف ذوسنطاريا مفيد است . و علامات نيكو در اسهالات به حال خود بودن ميل طعام و قلت تشنگى و نبودن بوى بد و هوشيارى مريض است و هواى سرد معين است بر علاج اسهال . و هم او گفته كه اگر در اوائل اسهال گمان شود به شركت كبد است كهربا و صندل البته بايد داد و صندلين و زرشك منقى و آب برگ تاك و آب عنب الثعلب و آب به و سيب . و اگر نباشد آب برگ آنها هم خوب است و آرد جو و كافور و طباشير بر موضع كبد ضماد كنند و در بسيارى از اسهالات چنان باشد كه صفرا بسيار در معده و امعا باشد و تا نضج بسيار اندك اندك دفع مىشده باشد در اين باب نقوع پوست هليله يا شربت ورد مكرر به غايت نافع است به طريق عصر دفع مادهء مرض مىكند و نقوع پوست هليله هفت مثقال با ريوند چينى يك مثقال بهتر است . و بايد كه پوست هليله را شب در آب تر كرده صبح اندكى بجوشانند نه بسيار و الا قوت او كم مىشود . كازرونى گفته اسهال صفراوى و صديدى و مختلف الالوان را كه به آن حرارت قوى و تشنگى بسيار و نبض سريع متواتر بود به اشياى قوى القبض بند نكنند و مقبضات مثل رب به و سيب با گل ارمنى و غيره است و مغريات و مغلظات مواد مثل به زور بريان بعضى اشربهء مبردهء غليظه مثل شربت صندل با شيرهء تخم خرفه است و مخدرات مثل فلونيا است خصوصاً چون وجع امعا به سبب سحج و قروح حادث از اسهال كثير و مواد حاره مقارن گردد و اسهال عضوى كه از سوء مزاج باشد تعديل به ضد آن نمايند اگر سوء مزاج ساذج بود . و اگر مادى باشد و ماده ردى بود واجب نيست كه به قبض مشغول شوند مگر هنگام ضعف مفرط . و گويند كه افضل اغذيهء مسهولين برنج است و لحوم ردى است و استعمال ظروف مسى نيز منع كرده‌اند . سويدى مىنويسد كه خوردن سفرجل قبل از غذا و كذا شرب كافور و كذا ريباس و كذا شرب طباشير و كذا اكل و شرب مصطكى و كذا شرب تخم عناب باريك سوده بريان كرده و كذا شرب يا تعليق سنگى كه گاهى در بطون او راه يافته مىشود بر مسهول هر واحد در حبس شكم مجرب من است . و شرب زرشك مع تخم سوده و كذا شرب نقيع اشنه يا جرم آن و كذا عصارهء اذناب خيل يا برگ آن و كذا آب مروق بارتنگ و كذا طبيخ دارشيشعان و كذا زر ورد به اقماع آن و كذا تخم سيسبان و كذا نآنجاورس و كذا اكل جماز نخل و كذا جوزبوا و كذا گل عليق و ثمر آن و شرب طبيخ برگ و اطراف نرم آن و جميع اجزاى آن و كذا زيتون سبز خام و يا از آب و نمك شسته و سه روز در سركه تر كرده خوردن و كذا جميع انواع حرشف يا گل او به شراب قابض و كذا حشيش خرفه در فرن بريان كرده خوردن و كذ لحيهء صلب ميسر باريك سوده و كذا خوردن قطا بريان و كذا تيهو بريان و كذا خوردن به و نوشيدن شراب اسود عقب آن