تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
معالجه براى ازاله‌ى الم فم معده است و چون الم زائل شود اعاده به سوى معالجه‌ى سوء مزاج فم معده نمايد . و اگر الم در قعر معده باشد و خلط حاصل رطوبى بود از علاج به حقنه عدول ننمايد و در آن بابونه و اكليل الملك داخل كند و بطما نيست ادويه‌ى مسهل رطوبت بخوراند بعد از آنكه در نسخين معده زائد نباشند كه آن افق اشيا به مثل اين علتاند . و بدان كه تضميد قعر معده البته ممكن نيست و در اين علت بالاى ناف افسنتين و سليخه و اشنه و صبر و مرضماد نمايند زيرا كه قوت ضماد قوى به موضع بعيد از عضوى كه بر آن ضماد نمايند ميرسد پس بايد كه ضماد قوى بسيار باشد تا قوت او به قعر معده برسد . و اگر با الم حالتى شبيه بحرقت ناروان موضع دريافت نمايد فصل حاصل صفراوى باشد و علاجش اگر قوت و سن مقتضى باشد تنقيه به طبيخ افسنتين و سنا و هليله كند بعد تضميد موضع بمحض و افسنتين و هر در سركه و قدرى روغن گل آميخته نمايد . و اگر با وجع چنان محسوس گردد كه چيزى به سوى داخل دفع مىگردد و سردى نيز معلوم شود خلط حاصل رطوبى بوده و علاجش استفراغ به مطبوخ افتيمون بعده تضميد آن موضع بمر و صبر و مصطكى در قيروطى روغن ناردين و موم آميخته بايد گردد .

علاج درد معده از يبوست

ترعيب به مثل ماء الشعير بشكر يا به شربت سيب نمايند و ماء الشعير بر زبا با زير رطبه مثل اسفاناخ و قرع و مانند آن در مزاج حار يابس دهند و روغن بنفشه به لعاب اسپغول در ازاله‌ى سوء مزاج حار يابس طيغ النفع است و تخم قرطيم و كاهو و بنفشه نيز مفيد بوده و ماء العسل رقيق و ماء الشكر به شير خر نافع است و غذا امراق ياثرائد دهينه فواكه مايه‌ى رطبه دهند و ضماد جراده‌ى كدو يا لعاب بهدانه و تخم كتان و بزرقطونا به گلاب و تدهين به روغن بنفشه و روغن گل ممزوج نمايند و هر چه در علاج امراض معده از سوء مزاج يابس گذشت به كار برند .

علاج درد معده از ماده‌ى سوداوى

هرچه در علاج امراض معده‌ى سوداوى مذكور شد به عمل آرند و تنقيه‌ى ماده و تقويت معده نمايند و بهترين منقيات فصد اسيلم و باسليق از دست چپ و مطبوخ افتيمون است و تعديل مزاج طحال كنند و عرق شاه‌تره‌ى سبز مروق ده توله به شربت اسطوخودوس دو توله و كذا هليله سياه شش ماشه اسطوخودوس چهار ماشه شاهتره گاو زبان هر يك شش ماشه عرقيات شربت بادرنجبويه نافع و مقويات چون زعفران سنبل الطيب قرنفل مصطكى زرنباد و غيره به گلاب ضماد سازند وز هر مهره به گلاب سوده و شربت انارين منعنع بنوشند و استعمال حسب مقل نيز مفيد است و به سفايج جوشاينده با خيارشنبر و ترنجبين نوشيدن و كذا افسنتين به روغن گل و موم ضماد كردن براى وجع مرجن مجرب است و از مجربات جالينوس اسهال به نقوع صبر يا خيارشنبر به آب كاسنى است و قرص افسنتين و معجون آن و معجون اذخر و معجون فسطيانا نيز مفيد . بعضى گويند كه اگر درد معده از انصباب سوداى سوخته و يا غير سوخته از طحال به معده عارض شود و در قعر معده مكث كند و هنگام هضم به اطعام آميخته به ضم معده آيد و درد و بيقرارى و تشنگى و سوزش سينه آرد و بعد قى ترش سياه متعفن اعراض مذكوره زائل گردد اول فصد باسليق نمايند و سنبل الطيب بابونه بادرنجبويه سداب شبت اذان انصار و قو تخم كرفس اذخر هر يك يك توله در سركه و گلاب جوشانيده به مثانه‌ى گاو انداخته تكيه نمايند و به فاصله‌ى سه چهار روز رگ اسيلم زنند و به مقصيات سوداقى به كرات كنند پيش از درد و بعد آن بعده بنا بر تنقيه سودا ماء الجبن با سفوف لاجورد و حب آن استعمال نمايند و بعد از انفراغ ماء الجبن جوارش فواكه و خميره‌ى صندل ترش دهند . و اگر اندكى درد باقى ماند مجمه‌ى نارى بر معده نهند كه اثرى عظيم دارد . و ايضا در اين نوع چون مزمن شود فصد اسيلم چپ و تناول معجون مسهل حب الملوك علوى خان سه ماشه با عرق كيورا و بيدمشك هر يك پنج توله وقت خواب شب و صبح نيم آثار ماء الجبن با شربت الهى علوى خان چهار توله و غذا پلاو چوزه‌ى مرغ مرغن همراه آچار آمله و شلجم و ترب و كبرى اقبر كه در مقطر ساخته باشند در عرصه‌ى سه هفته صحت مىبخشد . و جرجانى و ايلاقى مىنويسند كه اگر درد معده از خلط سوداوى خيزد اول فى ما بين بطور نمايند كه خربق سفيد را در ترب غرس كنند و يك شبانه روز نهند پس آن ترب را پاره كنند و در سكنجبين عسلى يك شبانه روز ديگر نهند و آن سكنجبين را به آب طبخ شبت و لوبياى سرخ آميخته نيم‌گرم بياشامند و قدرى از آن ترب بخورند و بعد قى استفراغ به حسب اصطمخيقون نمايند و مدام معجون نجاع بخورند و اين قرص انيسون به كار برند