تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
و افراط آن باعث آفت و در آخر امراض دماغى عند نضج ماده دليل خير است و اهل هند گفته‌اند كه موافق‌ترين اوضاع صاحب اين است كه سر خود مائل به پيش دارد برابر سينه و گردن پيچيده و روى يكسو كرده نشايد تا عطسه راست خارج شود و ضرر لاحق نگردد و رگى يا عضله كشيده يا پيچيده نشود

علاج

منع سبب نمايند و از اشياى مانع عطاس چكانيدن روغن گل خوشبو و روغن بيد در بينى و گوش است و نوشيدن حسوى گرم منع عطاس كند و گرم كردن سر به ريختن آب شيرين نيم‌گرم بر سر و انداختن روغن نيم‌گرم در هر دو گوش و نهادن تكيه گرم كرده زير گردن و شميدن سيب و سويق و اسفنج بحرى و فرنجمشك و كذا خولنجان سوده در خرقه بسته نيز عطسه باز دارد و فكر و اشتغال به مهمات اكثر قطع عطاس كند . و گويند كه بوئيدن افيون نافع و سعوط به آب بادروج يا تخم او بالخاصيت مانع عطاس است و سعوط آب گل خطمى با روغن گل آميخته مفيد و شدت صبر بر عطسه و به تكلف باز گردانيدن آن سود دارد و علاج كافى است براى عطاس ضعيف و چشم و گوش و اطراف و حنك ماليدن و دهان فراخ كشادن حبثا آوردن و نظر تيز به سوى فوق و در چيزى كردن و بر بستر غلطيدن و عضلات را به روغن‌هاى مرطبه ماليدن خصوصاً عضل لحيتين و بناگوش و استغراق در خواب و انتباه باعث جمله مانع عطاس‌اند و غمز مولم باطن خنصر به ابهام و سبابه و نزد بعضى دلك باطن خنصر و بنصر به ابهام در منع عطاس مجرب است و گرفتن بينى و دهن از دست به قوت نيز نافع است و احتراز از غبار و دخان و آفتاب و بوئيدن چيزهاى حاد لذع و مقام در هواى ردى و غير آن كه باعث عطسه شود ضرور است . و حكيم عابد نوشته پيرى از سادات كه مبتلا به اين مرض بود علاجش به اين حب نمودم اصل السوس ريوند هر يك چهار درم باريك سائيده در آبى كه يك رطل پوست خشخاش جوشانيده ماليده صاف نموده بس غليظ كرده باشند حب‌ها به قدر نخود سازند و خشك كرده از يك حب تا چهار حب بخورند پس در يك روز زائل شد و در استعمال يك هفته عود نكرد و استعمال خولنجان بالخاصيت او را نافع است . و اگر از آن حب‌ها به آب مذكور سازند بهتر باشد و آنجا كه كثرت عطسه از گرمى دماغ باشد تبريد دماغ و تسعيط به روغن‌هاى مبرد مثل روغن كدو و روغن بنفشه و روغن آس و تضميد سر و پيشانى به اطليه بارده و بوئيدن كشنيزز سبز و صندل و استحمام به آب شيرين نيم‌گرم مناسب بود . و اگر خون غالب باشد فصد و حجامت نقره نمايند و آنچه از رطويبت دماغ باشد تنقيه دماغ به مسهل و حب ايارج نمايند بعده اگر اندك باقى ماند نشوقات و معطسات موافقه به كار برند . و بعضى نوشته‌اند كه اگر عطسه از قوت دماغ و ذكاى حس آن باشد تدبيرى كه بهر صداع از ذكاى حس دماغى مذكور شد به عمل آرند . و اگر از رسيدن بخار گرم به مبدا عصب يا در بطن اول باشد لخلخه از سركه و روغن گل و آب كشنيز سبز و آب پشم ضفادع و عرق بيد هر يك يك توله ساخته ببويند و يا اسفنج بحرى كه گل سفيد سوده بر آن انداخته آب پاشيده باشند ببويانند و دست و پا محكم بندند . و اگر مقدمهء زكام باشد به تدبير زكام پردازند . و اما بوئيدن شمامهء افيون علوى خان و گاه گل سرشو عظيم الاثر است و همچنين سر بر بخور قند و زعفران داشتن تتمهء عطسهء متواتر كه به اطفال عارض شود اگر سببش رسيدن سردى به سر باشد بايد كه بادروج كوفته بيخته در بينى دمند و جلاب گرم به طفل و مرضعه دهند و گردهء گوسفند يا بز بر آتش بريان نمايند و آبى كه از آن سائل شود نيم‌گرم در بينى چكانند و ببويانند و زعفران و قند سفيد كوفته بخور آن بدهند و از دارشيشعان و زعفران پارچه رنگين كرده بر سر گذارند و سر پوشيده دارند و بوئيدن چوب سليخه تر كرده و ماليدن سر طفل به خرقهء خشن نيز مفيد . و اگر از اين تدابير زائل نشود و ايارج فيقرا چند شب متواتر به مرضعه بخورانند و زعفران و تخم گل سرخ و اندكى صبر بر سر پستان مرضعه ماليده در دهن طفل گذارند كه بمكد و چون از آن باز آيد سر طفل را نگون دارند تا آنكه لعاب بسيار از دهان او بر آيد و گاهى زبان طفل به خرقه خشن مىگيرند و اندكى كشيده نگاه مىدارند تا آنكه آب و لعاب بسيار از دهان او بر آيد عطسه او زائل گردد . و اگر حار يابس المزاج و قوى البنيه باشد آب نيم‌گرم كه در آن سبوس و پوست حب الملحب جوشانيده باشند بر سر ريزند . و اگر ضعيف القوه و البنيه باشد بر سر او آب گرم نريزند كه باعث ضعف قوت او مىگردد بلكه هر وقت اندك اندك شربت خشخاش يا دياقوذا كه با طلا ساخته باشند بخورانند و مغز تخم خيار و تخم خرفه مقشر هر يك سه جزو مغز بادام چهار جزو نبات برابر هم سائيده به لعاب اسپغول حب‌ها به قدر عدس مفرطح ساخته خشك نموده دائم زير زبان او يك حب نگه دارند . و ابن سيار گفته جهت اين مرض بگيرند دو دانگ رب السوس و دودانگ ماهى كه آن را سمك الرمل نامند و دو درم لحم سلحفقاه و يا شير مرضعهء او بجوشانند تا غليظ گردد و هر صبح و شام به آن طفل را لعق كنانند كه اثر نيكو مىبخشد و معالجهء كبار را در اطفال چندان تاثيرى نيست و مجوز نه . و اگر سبب آن ورم حار نواحى دماغ باشد با تپ و حرارت بود و علاجش به علاج سرسام كنند از تبريد و طلا و تمريخ سر به مبردات از عصارات مثل آب كاسنى و كشنيز سبز و كدو تر و عنب الثعلب سبز و حى العالم و برگ كاهو و از روغن‌ها مانند روغن گل و بنفشه و كدو و بلكه واجب است كه اول حجامت ساقين نمايند و بر دماغ مقويات آن مثل آب‌هاى مذكوره نهند و هر گاه شروع به تزيد نمايد بر روادع مرخيات افزايند . و جالينوس گويد كه حجامت بر گردن طفل منع عطاس مىكند ضميمه هر جا كه به عطسه آوردن حاجت باشد معطسات به كار برند و آن هر دواى حاد و مفتح است مثل كندش و خربق سفيد و جندبيدستر و فلفل و خردل و عاقرقرحا