كليه :
لغت عربى است باصفهانى قلوه و بتركى نوكرك و به فارسى گرده و در هندى به همين نام مشهور
گلچگان :
اسم فارسى است بهندى مهوا و ثمر آن را كلوندا 960 گويند
كلز :
بسريانى كلزى و برومى شلوفتيج نامند و بهندى ميده لكرى و آن بقول شيخ الرئيس مغاث هندى است
كلس :
اسم عربى است و نيز به عربى نوره و جير نامند به فارسى آهك و بهندى چونا بالجمله باصطلاح اطبا عبارت از اصداف و حلزونات و قشر بيض و احجارى است كه خوب سوخته سفيد شده باشد
گلو :
اسم هندى است كه آن را گرچ و گربيل نيز نامند نوعى از لبلاب است
گل شببو :
آنچه در هند مشهور است قسم سفيد سنبل فارسى است و در فارسى نوعى از سوسن ابيض است و بعضى شببو را گل مريم گويند
گلاچين :
آچين است
گلاباس :
گل عباسى است
گل راى بيل :
رازقى و ياسمين مضاعف است
گل لاله :
شقايق است
گل جعفرى :
هوم 961 المجوس است
كلهار :
اسم هندى گل كنول است
گلاب :
ماء الورد است
گلاب كاپهول :
ورد است
كلاغ :
اسم فارسى غراب است
گل آفتابپرست :
آذريون است
كلاه زمين و كلاه باران :
فطر است
كلت و كلتهى :
حب القلت است