نامند و در انگريزى و روگرس 457 گويند بهندى جنگار 458 و زنجار معدنى را بيونانى بارسقاريقس گويند
زنجفر :
بيونانى قينافارس و قينابارى و قينابار و قينارى و قينامارى و قينامار نامند و به عربى زنجرف و شنجرف نيز گويند و به فارسى شنگرف و بهندى هينگل و هنگلو
زنبق :
به فارسى سوسن آزاد نامند و در كتب قدما اسم ياسمين است و صاحب تحفه هندى آن چنپه نوشته
زنبور :
جمع آن زنابير به فارسى كليزا و بيونانى نوفلن نامند و بهندى بهر و در بنگاله برله گويند
زنبق اصفر :
ياسمين زرد است
زنبور عسل :
نحل است
زنجبيل العجم و زنجبيل الفارس :
اشترغاز است
زنطاح 459
:
نوعى از حلزون است
زنگار :
زنجار است
زنگىهتر :
هليلج اسود است
زنگىدارو :
اسقولو 460 قندريون است
حرف الزاء مع الواو و الهاء
زوافر :
قسمى از حزاء برى است
زهره :
به فارسى مراره است و قرنفل شامى را نيز نامند و وج را نيز گويند و به عربى بر 461 رغوه اطلاق مىنمايند
زهر :
به فارسى سم را نامند و به عربى شگوفه را كه بهندى كلى گويند
زهراسيوس :
اسيوس است
زهر الضرم :
اوسطوخودوس است