براى خوردن گوشت فاسد و غيره صفت آن شوره هژده ماشه زاك شش ماشه كسيس دوازده ماشه همه را نيمكوب كرده در قرع و انبيق به آتش ملايم بچكاند و بايد كه دهن قرع گل حكمت كنند و هرگاه بخار سرخ نمايد آتش را موقوف نمايند
طريق چهارم در حرف الجيم التازى
جلنجبين
معرب گلنگبينست قوت او تا چهار سال باقيست و در آخر دوم گرم و خشك مقوى معده و دماغ و مجفف رطوبات غريبه معده و جهت مبرودين و فضول بارده اوفق و جهت درد مفاصل و لقوه و فالج و تفتيت سنگ گرده و مثانه و عسر البول مفيد و قندى و شكرى كه آن را در فارسى گلقند و گلشكر گويند قوتش تا دو سال باقيست در اول دوم گرم و در يبوست معتدل و بعد از غذا مانع صعود ابخره بدماغ و جهت ابتداى وسواس و جنون نافع و هر دو قسم گلقند را چون بجوشانند و صاف نمايند قائممقام شربت ورد مكرر مىشود و آب طبيخ او بايد كه با شش مثل او باشد و چندان بجوشانند تا بثلث رسد صفت آن برگ گل سرخ يك آثار شهد سه آثار هر دو را در ظرفى كرده كفمال نمايد كه خوب آميخته شود بعد از ان تا چهل روز در آفتاب گذارند و همچنين است تركيب ساختن گلقند شكرى و اگر لطيفتر خواهند بجاى شكر قند كنند قدر شربتش در مطبوخ تا چهارده مثقال و از جرمش چهار مثقال
جوارش آمله
معده و دل را قوت دهد و اشتها آورد و حرارت كبد را تسكين دهد و اسهال مرارى را منفعت بخشد و معده را باصلاح آرد صفت آن شير آمله منقى دوازده مثقال طباشير سفيد سماق منقى گل سرخ زرشك منقى بادرنجبويه پوست بيرون پسته از هريك يك مثقال كشنيز خشك مقشر مغز تخم خرفه مقشر از هريك دو مثقال مرواريد ناسفته چهار دانگ عنبر اشهب ورق طلا ورق نقره از هريك دو دانگ نبات سفيد آب به شيرين از هريك دو وزن ادويه بدستور مرتب سازند
جوارش عود شيرين
تقويت معده و ازاله رطوبت و بلغم كند صفت آن قاقلين دارچينى زنجبيل دارفلفل زعفران از هريك درمى عود قرنفل از هريك نيم درم بكوبند و با عسل سه وزن ادويه بسرشند شربت يك مثقال
جوارش كمونى
كه آن را معجون كمونى نيز