و خارش بود و اگر خونى باشد و خون بواسير غير مختلط با براز باشد و خروج آن بعد از براز يا قبل آن بقطرات مىشود علاج آن تا وقتىكه ضعف طارى نشود بند نكنند بعد از ان علاج آن مانند علاج نفث الدم نمايند و رسوت سه ماشه با ماست چكه ملفوف نموده بخورند براى اسهال خون بواسير نافع بود و غذا كلتهى با ماست و داغ كردن ما بين خنصر و بنصر از براى قطع خون بواسير و داغ كردن مفصل ترقوه براى رياح بواسير از مجرباتست و حب سندروس از براى بواسير خونى مجربست و خاصيت انجبارست كه با وجود قبض خون قبض طبيعت نمىكند و اگر مسهاى بواسير اذيت دهد مىبايد كه بعد فصد باسليق فصد صافن و يا فصد مابض و يا حجامت ما بين وركين نمايند و ادويه مفتحه مانند سرگين كبوتر و قنه و مراره گاو در آب پياز بمالند و بهتر آنست كه بعد فصد باسليق زلو بچسپانند و رسوت برگ نيب در گلاب سائيده ضماد كنند و همچنين بنگ را در آب سائيده بربندند و در شير گاو جوشداده بخار آن بگيرند و ماليدن روغن زرد رفع درد بواسير مىكند مرهم سفيدآب كافورى نيز مفيد بود و اگر احتياج باشد تنقيه سودا بمسهل و ماء الجبن كنند و بعد از ان اطريفل صغير و حب مقل خورند و طبيعت را ملايم دارند و اصلاح طحال و كبد كنند و اگر تدبير مذكور فائده نكند بهتر آنست كه قطع كنند و اگر برداشت قطع نباشد دواى تيز مانند ديگ بر ديگ نهند بعد از ان مرهم كوهان شتر استعمال كنند و يا برگ كرنب در آب بجوشانند و با موم و روغن زرد بسرشند و استعمال كنند و گفتهاند كه تمام مسها را بيك دفعه ساقط نكنند و اگر بعد از قطع و يا بعد از دواى تيز بواسير متقرح باشد مدملات استعمال كنند و تبخير زرنيخ و يا پوست مار و مقل و همچنين كچلا و تخم بكاين دانههاى بواسير را ساقط كند و مسهاى بواسير كه اندرون مقعد باشد بايد كه از محاجم بيرون كنند و يا مويزج و نطرون سائيده در مراره نر گاو مخلوط نموده ضماد كنند تا مسها بيرون آيند آنوقت دواى سم انفار بر ان نهند
ريح بواسير
و آن ريح غليظ بود كه در تهيكاه و حوالى ناف و گرده مىگردد علاج آن تنقيه سودا بود بهطورىكه در ماليخوليا گذشت و جوارش كمونى و مانند آن با مدرات خورد و حب مقل و اطريفل صغير نيز نافع بود