خولنجان
خوردن و ضماد كردن دافع درد سر است
مر و نمام
و
اشق
مركبا و مفردا معجون با سركه ضمادا و يا با روغن بادام سعوط او يا با شراب كهنه ضمادا و يا با سركه بالخاصيه دافع درد است -
قنا
شربا و ضمادا دافع درد است -
بندق
هندى يعنى ريئها سعوط كردن از و يك دانه با روغن بادام و ضماد كردن و خوردن دافع درد است
فسوش
عصارهء او با روغن ايرسا سعوط كردن و با شهد و نطرون ضماد كردن دافع درد است -
قصه الحمار
عصاره ثمر او و يا برگ يا هر دو ضماد كردن يا عصارهء او با بخور مريم و نطرون كه سحق كرده باشند مثل غبار و بدمند در بينى يا بالبن جاريه لطخ كردن باطن بينى و ظاهربينى كلها دافع درد سر مزمن است و بيخ او شربا و ضمادا و عصاره بيخ او با روغن بادام در بينى كشيدن دافع درد است و با سركه ضماد كردن نيز دافع درد است بالخاصيه
نطرون
عصارهء آن ضماد كردن نافع درد سر سرد است -
زهرهء بز
ضمادا نافع درد است -
غار
روغن او نوشيدن و بو كردن و ضماد كردن دافع درد است و هرگاه با شهد خورده شود يا با شراب بالخاصيه رفع درد مىكند -
بادام تلخ
با سركه ضماد كردن و با روغن گل نوشيدن و ضماد كردن و سعوط نمودن و دهن آن در بينى كشيدن دافع درد است
شعر الانسان
دود او بو كردن و خاكستر آن با سركه ضماد كردن و سوخته آن وزن سه درم با يك درم صبر و نصف درهم كندر سحق كردن و معجون نمودن يا به آب قرنفل بر سر ضماد كردن دافع درد سر سرد است مجرب
حماما
ضماد كردن و نوشيدن و بو كردن دافع درد است
موميائى
يك حبه آن با آب مرزنجوش يا بروغن بادام در بينى كشيدن يا بروغن زنبق دافع درد است