پر كرده بر آتش گذاشته سه ساعت تقطيرا نيز
خشخاش
روغن آن قطورا در گوش نيز
نفط ابيض
تقطيرا نيز
سمانى
خون او قطورا نيز
سرطان نهرى
كوبيده جوش داده در زيت تا مهرا شود قطورا نيز
صرصر
در زيت جوش داده تقطيرا نيز
بصل
با زيت جوش داده تقطيرا نيز
يبروج الصنم
زهرهء او بارد را نيز
قنطوريون دقيق
عصارهء او بدهن سوسن قطورا
فرفيون
يك درهم در ده درم زيت جوش داده تقطيرا نيز
ماعز
مرارهء او با روغن بادام تلخ و عصارهء افسنتين طبخ داده تقطيرا
شحم الضب
با دهن سوسن تقطير كردن نيز
كرم
شگوفهء او در روغن خيرى حل كرده تقطيرا نيز فلفل كوبيده مخلوط بروغن گل تقطيرا نيز
خربق اسود
جندبيدستر يك يك درهم زعفران دو درهم فتيله ساخته نيز
حلتيت
با زنجبيل و روغن خردل تقطيرا
كمون
معجون با عسل فتيله ساخته نيز
كادى
روغن او قطورا
دارفلفل
با زيت سحق ساخته تقطيرا نيز
باب - 91 فى ورم الاذن
اكليل الملك
نافع است ضمادا
نفط ابيض
ايضا
زعفران
ايضا
نرجس
روغن او ضمادا
جندبيدستر
افيون
ميفختج دور مىكند ورم بارد را ضمادا
كرنب
عصاره او با آرد باقلا و روغن سوسن مطبوخ كرده ضمادا نيز گفته است رازى علاج ورمها در گوش فصد قيفال است و استفراغ بمطبوخ فواكه و غذا آب جو با شراب نيلوفر و ضماد با زبد و سفيدى بيضه و شير دختران و در گوش شير چكانيدن نيز