زعفران
كحلا نيز
كباش قرنفل
مسحوق مثل غبار اجفان را منقلب ساخته ذرور كردن بر آن پس درد مىكند درد شديد و صبر كردن در دو ساعت دور مىشود جرب مجرب
شياف
شادنج و مروزاج اجزا مساوى مثل غبار سحق كرده معجون با شراب ريحانى شياف ساخته كحلا نيز
فرنجمشك
مسحوق باريك ذرور كردن بر جفن مقلوب و صبر كردن دو ساعت دور مىكند جرب را
زجاج
محرق كحلا نيز
خنفساء
دو حصه قطع كرده و درو ميل را فرو برده كحل كردن با آن چشم را دور مىكند جرب قديم و حادث را گفته است جالينوس و رازى كه جرب پيدا مىشود از گرمى آفتاب و غبار و علاج او شستن است و تكميد با آب نيم گرم و پرهيز كردن از نمكين و تند و تيز و ترشى و گفته است نيز حدت اخلاط به قدر قوت و قلت است و استعمال نبايد كرد فصد و استفراغ و نقائى بدن خصوصا وقت هيجان صفر او گفته است نيز علاج جرب حمام است يا حك كردن و استعمال نبايد كرد روغن را بر سر و زياده طعام نبايد خورد بلكه يك وقت و گفته است رازى هرگاه جرب مزمن شود لازم است فصد از جبه پس فصد كردن ماق را و ارسال زلو بر اجفان مرة بعد مرة و استعمال كردن سركه را بعد حلق و زلو بعد فصد پس تخفيف مىكند جرب را
باب - 48 فى العشاء
حجر الحديدى
كحل كردن نيز
حجل
زهرهء آن با مسك و مرواريد ناسفته كحلا نيز
كراث
عصارهء آن با سماق ضمادا
نعجه
بول