آخر رمد را و تحليل مىدهد بقاياى رمد را و مسكن درد است
بادروج
ضمادا با شراب نيز
بزرقطونا
غير مدقوق در عصارهء كشنيز سبز ضماد كردن نافع رمد است در ابتدا
لبن النساء
دوشيدن در چشم يا قطره قطره انداختن در چشم شير گرم مسكن حرارت اخلاط است و مذهب درد است و شستن چشم با آن مسكن حدت اخلاط است
عدس
ضمادا با سفرجل مشوى و روغن گل نيز
سرو
برگ او با سويق ضمادا نيز
ماميثا
شياف آن رمد قديم و جديد را كحلا نيز
مرزنجوش
با سركه ضمادا نيز
عليق
شگوفه آن با عسل طلاء نيز
صبر
ضمادا نيز
صندل
با گلاب و كافور شما نيز
رخمه
زهرهء آن تعليقا بالخاصيه
يبروج
عصارهء برگ آن با سويق جو يا آرد جو ضمادا نيز
كندر
دخان آن كحلا نيز -
بنفسج
عصارهء برگ آن با سويق ضمادا نيز و همچنين شگوفه آن نيز
زهر السفرجل
خشك و تر ضمادا نيز
حجر السم يعنى بادزهر
وقتى كه گذاشته شود پيش آفتاب رطوبت سيال او شربا مسكن رمد و الم است
مخيض
با روغن گل و زعفران و لبن النسا ضمادا دافع رمد است مجرب صحيح
قرع
شگوفه آن كحلا و ضمادا نيز
حمل
قطعهء از شش آن ضمادا نيز
طباشير
مسحوق با گلاب ضمادا بر جبه نيز
عروق صفر
محكوك بر مسن با گلاب و گذاشتن در چشم بمرات مسكن الم و مزيل الم است سريعا
ساج
چوب محرق مطفى آن در آب و مثل آن عصارهء ماميثا و سحق ساخته مثل غبار كحل كردن دافع رمد است
خس
عصارهء آن با آرد جو ضمادا نيز
نشا
محلول در بياض بيض و لبن نساء ضمادا نيز