اهرو نامند .
شجرة اليهود : قناى برى است .
شجره : نوعى از راتيانج است كه به آتش پخته باشند .
فصل الشين مع الحاء المهمله
شحعم : به عربى اسد است .
شحدان : كرسنه است .
شحرا : به سريانى زاج البحر است و گفتهاند لغت يونانيست .
شحراشمساقا : زاج احمر است .
شحط : به عربى ورق طيور است .
شحم اترج : پوست بالنگ است كه البست نامند .
شحم الارض : قطن است و خراطين را نيز گفتهاند و بعضى قطر دانسته و خراطين را امعاء الارض .
شحم الحنظل : مغز و پردههاى جوف حنظل است و همچنين .
شحم الرمان و شحم قاوندى : قاوند است .
شحم المرخ : خطمى برى است .
شحم النخله : جماز النخل است .
شحر : كشنج است .
شحور : نام طايرى است كه شحرور نامند .
شحيمه : لبلاب كبير است .
فصل الشين مع الخاء المعجمه
شخاب : ككتاب و شخب شير تازه دوشيده است .
شخر : قلى است .
شخار ابيض : به اصطلاح اهل صنعت ملح القلى است .
شخت : به تاى مثناة فوقانيه در آخر توبال الذهب است .
شخنار : اسم فارسى طايريست مايى سبز رنگ وسط سر آن سفيد .
شخيزه : به فارسى نام قلى است و نوشادر را نيز نامند .
شخيس : اسم فارسى عصفورى است كوچك و خوش آواز .
فصل الشين مع الدال المهمله
شدخ : بزر انجبار است .
شدر : حب القرظ است .
شدن : به عربى شكوفه نباتى است شبيه به ياسمين .
شدنيات : جمع شدنيه است و آن اسم نوعى از شتر است كه در موضعى از يمن به هم مىرسد و يا منسوب به فحل است .
فصل الشين مع الذال المعجمه
شذ : به ذال معجمه درخت مسواك است و ملح را نيز نامند و ذباب كلب يعنى مگس سگ را نيز و نيز قطعه كوچك از درخت جوز را نامند .
شذام : ملح است .
شذان : به كسر اول و تشديد دوم به عربى اسم درخت سدر است .
شذر : به فتح به عربى قطعه ذهب است كه در معدن برآورده باشند و لؤلؤى صغار را نيز نامند .
شذمان : به عربى ذئب است .
شذو : به عربى مشك است .
شذه : قرصعنه است .
فصل الشين مع الراء المهمله
شراب جبوشى : شرابى است كه در جزيره جبوش از بلاد مغرب از آب دريا و دوشاب سازند و آن حار و عفص مىباشد .
شراب حديث : شرابى است كه زياده از شش ماه بر آن نگذشته باشد .
شراب ريحانى : خمر صاف خوشبوى معتدل القوام سرخ و يا زرد است .
شراب دوشابى : نبيذ الدبس است .
شراب سوسن : مى سوسن است .
شراب عسلى : نبيذ عسلى است .
شراب عتيق : شراب چهار ساله است .
شراب مروق : شرابى است كه خبز كعك را در آن خيسانيده و بعد از شش ساعت صاف نموده باشند .
شراب مويزى : نبيذ زبيب است .
شراب نبث : به ضم اول و كسر ثانى و ثاى مثلثه به عربى اسم اسد است .
شراقى و شراهق : سوسن ابيض است .
شراس : اشراس است .
شرانق : سلخ الحيه است .
شرنب : به مصرى شبرم را نامند .
شربه : درخت نخلى است كه در آب روييده باشد .
شربت : به سريانى فراسيون است كه صوف الارض نامند و نيز حشيشة الكلب را گويند و به فارسى گندناى كوهى و نيز شربت عبارت از آب ميوهها و يا دواها و گلهاى تر و خشك در آب خيسانيده جوشانيده با شكر و با عسل به قوام آورده است و ايضاً جلاب را نامند .
شربث : بثاى مثلثه در آخر به لغت سريانى فراسيون است و اسد را نيز نامند .
شربوغ : به ضم ضفدع است .
شرپون : به ضم و باى فارسى قطران است .