اسطوخودوس منقى و مسهل سودا و جهت صداع و لقوه و فالج و استرخا و رعشه و صرع و سكته و كابوس و دوار و سدر و ماليخوليا و سبات و امراض عين و گوش و دهان و حلق و معده و كبد و مراره طحال و ارحام و بواسير و اوجاع اعصاب و اعياء و داء الثعلب و داء الحيه و دفع سموم مشروبه و منهوشه و تقويت معده و اشتها و ادرار بول و حيض و شير و عرق و قتل اقسام ديدان و امثال اينها از امراض هر يك به تنهايى و يا با ادويه مناسبه آن نافع شرباً و ضماداً . * الصداع و اللقوه و الفالج و الاسترخاء و الرعشه و الصرع و السكته و الكابوس * نشوق آب مطبوخ آن با شيح ارمنى خصوصاً كه در آن قدرى ايارج فيقرا حل كرده باشند صداع حادث متولد در مقدم دماغ و آشاميدن مطبوخ آن جهت آنكه محلل رياح دماغيست و غرغره به آن لقوه و شرب طبيخ آن به تنهايى و يا با عسل لقوه و فالج و استرخا و رعشه و صرع و سكته و كابوس را نافع و چون مفلوجى كه در معده او اخلاط حاره حاصله از ادويه مشروبه باشد بنوشد آن را خارج مىگرداند آنها را و تبريد مىكند بالعرض و ريختن عصاره آن به گلوى مسكوت و سعوط نمودن آن را مفيد . * الدوار و السدر و السبات و الاعياء و الماليخوليا * آشاميدن مطبوخ آن با صبر سقوطرى دوار و سدر حادث از صفرا و بلغم را و نقيع آن سبات و طبيخ آن با افتيمون ماليخوليا را و نيز تجرع هر روز دو اوقيه از آب طبيخ آن و اگر ماده ماليخوليا مايل به مرارى باشد ده قيراط عصاره آن را در آب حل كنند و بياشامند و اگر به شركت مراق بود و در مراق رياح بارده نافخه باشد و ورم و لهيب نباشد تنقيه آن به طبيخ افسنتين يا عصاره آن به نحو مذكور نمايند و تدهين روغن گل آن جهت اعياى امتلايى مفيد . * امراض العين * چون بگيرند حشيش آن را و ساييده ، در خرقه كتانى بسته ، در آب گرم جوشان فرو برده ، تكميد نمايند به آن چشمى را كه طرفه داشته و مدت مديد طول كشيده باشد زايل گرداند آن را به جهت آنكه گويند جذب مىكند خون را به سوى خود به حدى كه خون در آن صره مىآيد كه اگر بفشارند خون از آن برمىآيد و طلاى مطبوخ آن در ميپختج جهت درد چشم و غشاوه و ورم و ضربان آن و با عسل جهت رفع آثار بنفشى تحت پلك چشم و ضماد آن با ناردين جهت رمد خصوصاً نبطى آن و اكتحال آن جهت رمد و غشاوه . * امراض الاذن * چون افسنتين را در آب با روغنى قابض يا در شراب پخته گوش را به بخار آن بدارند نافع است وجع آن را و ورم بناگوش را و همچنين طلاى آن بر بناگوش و قطور عصاره آن وجع حادث به سبب ديدان و يا رياح و يا رفتن آب در آن را نافع به جهت آنكه قاتل ديدان و محلل رياح و آب است و قطور مطبوخ آن در روغن بادام تلخ به حدى كه تمام قوّت آن در روغن آيد با قليلى زهره بز نيز محلل رياح گوش و منقى جراحت آن در ساعت و رافع كرى است هر چند كهنه باشد و همچنين قطور ممزوج آب مطبوخ آن با روغن بادام تلخ و زهره بز برآمدن آب را از گوش باز دارد . * امراض الفم و الحلق و الصدر و الريه * طلاى افسنتين كوبيده و با نطرون و عسل سرشته بر حنك يا از خارج بر حلق نافع است ورم عضلات داخليه آن را و خناق و ورم بناگوش و وجع آن را و همچنين غرغره مطبوخ آن يا عصاره آن به تنهايى يا با ادويه مناسبه آن و آشاميدن آب طبيخ آن جهت تنقيه صدر و ريه و آنچه در عروق آنها است از اخلاط صفراويه نافع .
* المعده و الكبد و المراره و الطحال و الامعاء و الرحم و المقعده و الديدان و البواسير و المفاصل * آشاميدن آن با ناردين جهت درد معده و تحليل صلابات باطنيه و نفخ و رياح و همچنين ضماد آن و شرب طبيخ آن جهت تقويت معده و آوردن اشتهاى طعام كه زايل شده باشد عجيب الفعل است و جهت اوجاع جنبين و خاصره و تهبّج صورت و اطراف و استسقا و اوجاع مفاصل و امراض مقعده بارده و دفع بخارات فاسده و اصلاح فساد مزاج و ابتداى سوء القنيه و به دستور عصاره آن جهت امراض مذكوره و همچنين چون بياشامند ده روز هر روز مقدار بيست مثقال از آب مطبوخ آن به جهت رفع سقوط اشتها كه از رطوبت باشد و زوال يرقان نافع و آشاميدن طبيخ آن به تنهايى و يا با عسل و يا با افتيمون جهت طحال و همچنين با ادويه مناسبه ديگر و ضماد كوبيده آن با انجير و نطرون و شيلم جهت استسقا خصوصاً با سركه و به دستور با نطرون و انجير و دقيق سوسن براى طحال و با اكليل الملك در زيت پخته جهت ورم كبد در اواخر و طلاى مطبوخ آن با سركه جهت وجع مفاصل حار و تمريخ آن با موم و روغن گل سرخ يا روغن حنا جهت درد تهيگاه و درد معده كهنه و جگر و بواسير و شقاق مقعده و وجع آن و صلابت رحم و همچنين ضماد آن به تنهايى و فرزجه آن با عسل جهت ادرار حيض و حمول آن با موم جهت اخراج حب القرع و آشاميدن آب مطبوخ آن به تنهايى و يا مطبوخ آن با برنج يا با عدس جهت قتل و اخراج اقسام كرم و آوردن اسهال نافع و با سركه جهت بواسير و شقاق مقعده و اخراج اخلاط حاره كه به سبب ادويه مشروبه در معده به هم رسيده باشد مؤثر و آشاميدن شراب آن جهت تمدد زير شراسيف و تقويت معده و دفع بواسير و شقاق مقعده و تنقيه عروق مىنمايد از اخلاط مراريه و ماييه و ادرار مىفرمايد . * الحمى و داء الثعلب و الحيه و الشرا و دفع السموم و غيرها و الزينه * آشاميدن طبيخ آن جهت تبهاى عفن مزمنه و مركب و كهنه و با ناردين جهت داء الثعلب و داء الحيه و اصلاح فساد مزاج و به تنهايى جهت نيكويى رنگ رخساره و به دستور ضماد آن و آشاميدن ده درم مطبوخ آن جهت گزيدن عقرب و با شراب جهت سم شوكران و
مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 160
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص١٦٠