تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تأليف شريفى ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
دافع خله پهلو و درد شكم و فساد اخلاط ثلاثه و اكثر با آرد پلول كه ثمر هنديست و احوالش در باء موحده فارسى گفته آيد ان شاء اللّه تعالى و برنج بپزند و قدرى فلفل گرد درو ريزند پس ازو مزوره مىسازند و در ايام تپ به بيمار دهند چه ايشان در اوائل تپ بيمار را از اغذيه اجتناب مىفرمايند و آن را به زبان سنسكرت لاجايند گويند و مزاجش سبك و قابض و مقوى و مشهى و هاضم طعام است

باىبرنگ

بباء موحده و الف و كسر ياء تحتانى و باء موحده ثانى و فتح راء مهمله و خفاء نون و كاف فارسى دانه ايست سياه مدور بر سر آن زايد بسيار باريك بطعم تلخ و تند و گرم و خشك سبك و اشتها آورد و دافع خله و نفخ و استسقاء و فساد باد و بلغم و كرم و قابض شكم به عربى اسم برنگ كابلى است

بابونه

بفتح باء موحده و سكون الف و ضم باء موحده و سكون واو و فتح نون و سكون هاء و مرهتى بفتح ميم نيز گويند گل مشهور است عربى اقحوان‌ست

بانس

بفتح باء موحده و الف و خفاء نون و سين مهمله اسم قصب است به فارسى نى گويند بنس بدون الف نيز آمده برگش باريك مثل برگ جوار و برگى كه اول او نمود شود اندك زمخت تقطير بول و سوزاك و بواسير و ضعف معده و صفراء و حرارت خون فاسد و قولنج ريحى را نافع بود و بعضى نوشته‌اند توليد صفراء مىنمايد و سرهاى نازك وى كه تازه رسته باشد ازو اچار سازند بسيار خوش مزه بود و نافع به اشتها و تقويت معده نمايد و تسكين بصفراء دهد و بلغم قطع نمايد بايد كه نخست آن سرها را در آب و نمك بيندازند بعده بشويند و خشك ساخته در سركه يا ترشى ديگر بياندازند و بيخ نى را همراه جدوار و سورنجان به قدر مساوى در اوجاع مفاصل ضماد و استعمال نموده شود بسيار نفع مىنمايد و از گره تازه نى روغن برآورده براى اوجاع مفاصل و جز آن استعمال كرده شود بسيار نفع مىنمايد و طريق برآوردن روغن او در علاج الامراض و عجاله نافعه مرقوم نموده‌ام و گره‌هاى بانس براى ادرار بسيار مفيد است و براى اسقاط مستعمل است و نيز اگر زن را اسقاط شده باشد و فرج و رحم او صاف نبوده باشد گره‌هاى بانس با همراه فلوس و كانتهى و پوست املتاس به قدر دو دو دام در آب جوشانيده بجاى غذا و آب چند روزى او را مىدهند

باله