درخت كوهى است مثل كنار دار مىباشد ترش بود
امرود
بفتح الف و سكون ميم و ضم راء مهمله و سكون واو و دال مهمله ميوهء هنديست مشابه به شكل ناشپاتى و ازو خوردتر و زياده از انجير اندكى تخمهاى ريزه ريزه بسيار دارد و بو هم متنافر طبيعت دارد درختش از درخت اشهتوت كم اندكى و برگش عريض و طويلى مثل برگ انبه سبز رنگ سرخى اميز چين از طرف سر مايل و از وسط حدبه دار و راقم درخت او را مشاهده نموده و هم ميوه او را خورده سفرى انب نيز گويند مقوى معده و قابض شكم زمخت است اشنايى اسهال داشت او را نفع كلى نموده بود
امرتا
بفتح همزه و كسر ميم و سكون راء مهمله و فتح تاء فوقانى و الف نيز اسم بليله است و معنى اين لفظ به زبان ايشان ابحيات است و نيز اسم گلوست
امل
بفتح همزه و ضم ميم و سكون لام اسم آمله است و معنى امل ترش است
املكا
بفتح همزه و سكون ميم و كسر لام و فتح كاف و الف اسم املى است
املتاس
بفتح همزه و ميم و سكون لام و فتح تاء فوقانى و الف و سين مهمله اسم كروار است گلش همراه گوشت و بىگوشت پخته مىخورند بسيار لذيذ مىشود و ملين است
امربيل
بفتح اولى و فتح ميم و سكون راء مهمله و كسر باء موحده و سكون ياء تحتانى و سكون لام اسم اكاس بيل است
فصل النون
انناس
بفتح همزه و نون و تشديد نون ثانى و الف و سين مهمله و كتهيل سفرى نيز نامند زيرا اگر نهال او را در آوند نشانده در سفر همراه دارند بار دهد در پيكر طولانى بترنج و رنگش زرد مايل بسرخى و سطح او پست و بلندى دارد و بر آن خارهاى كوچك بود و خوشبو . . .
اقسام انبه و خوش مزه بود و بدرازى يك گز برگ او دندانه دار ميوه بر فراز . . . بود و بران برگ چند برويد چون از درخت برگيرند آن برگها كنده جدا جدا برنشانند . . . .
و افزون از يكتا نباشد و خواص اين را در كتب ديدم در نظر راقم نياد مگر ببنديدن . . . .
سرد است احوال اين را اول ابو الفضل در ائين اكبرى نوشته بعد از ان صاحب دار اشكوهى . . . . نقل كردهاند