و دافع آسيب جن و پرى و جذام و فساد باد و صفراء و خون و كرم شكم
مرگ
بكسر ميم و راء مهمله و سكون كاف فارسى به فارسى آهو گويند گوشت اقسام آن شيرين و ترش و نمكى و تلخ و تيز و زمخت يعنى هر شش طعم كه نزد ايشان مقرر است درين گوشت است سرد و سبك و مشتهى طعام و نفاخ و دافع فساد اخلاط ثلاثه و خون و مقوى اعضاء و دل و داغ تپ و گوشت اين راء از غذاى دوائى شمرند
مروا
بفتح ميم و سكون راء مهمله و واو و الف و بعوض الف تاء فوقانى نيز نوشتهاند و بعضى گرم و سبك بدرجه سوم نوشتهاند و بعضى معتدل سده جگر بكشايد و بادها به تحليل آرد اگر به سركه پخته بر سر نهند علت قرانيطس را سود دارد و اماسى را كه از حرارت بود و يا از اثر بلادر باشد چون او را آس كرده طلا كنند تا سه كرت نفع نمايد و مقوى دل و اشتها آور و صفراءانگيز و دافع زهر حيوانات و جذام و فساد بلغم و باد و قاتل كرم شكم به عربى آزان الفار گويند
مرهتى
بفتح ميم و راء مهمله و سكون ها و كسر تاء فوقانى هندى و سكون ياء تحتانى اسم بابونه است
مردلا
بكسر ميم و سكون راء مهمله و ضم دال مهمله و لام الف اسم خرماى سليمانى است
مرچ
بكسر ميم و راء مهمله و سكون جيم فارسى تيز و تند و گرم و ؟ ؟ ؟ و دافع فساد بلغم و باد و تنگى نفس و خله و كرم شكم و صفراانگيز و هاضم و محلل
مرسا
بفتح ميم و راء مهمله و فتح سين مهمله و الف قسمى از جوهى است
مرنال
بكسر ميم و سكون راء مهمله و نون و الف و لام يعنى ريشهاى بيخ كنول در گلها در بحث كاف گذشت
فصل السين المهمله
مسى
بكسر ميم و تشديد سين مهمله و سكون ياء تحتانى نبال هندى است درازى او به قدر ذرعى شاخهاء باريك دارد و برگش مشابه برگ كسونداهى و شاخهاى او گرهدار چون گره را بشگافند كرم باريك از درون برآيد و آن كرم را به بلبل مىدهند مست مىگردد و در گلهاى او خورد برنگ بنفس مشابه گل گاو زبان و ازو كوچك مايل بسرخى و اين را كاك خبكا نيز گويند و خواص هم همان جا مذكور شد
مسور
بفتح ميم و ضم سين مهمله و سكون واو و راء مهمله به عربى