و انثى او را
لچهنى
گويند بعوض الف ياء تحتانى سرد است و مسهل و محبل و مبهى و دافع فساد باد و صفراء و بلغم اسم تفاح است و نيز اطلاق اين اسم بر كتائ خورد هم آمده است و بعوض جيم كاف فارسى نيز آمده يعنى لكمنا لگهنمى به عربى يبروج الصنم گويند
لچهمى پهل
بفتح لام و سكون جيم فارسى و خفاء ها و كسر ميم و سكون ياء تحتانى و فتح باء فارسى و خفاء ها و سكون لام اسم بيل است
فصل الكاف
لكچ
بفتح لام و ضم كاف و سكون جيم فارسى اسم بدهيل است و بر گل او نيز اطلاق مىكنند و اضافه جيم بعد از لام نيز آمده يعنى لچكچ
فصل النون
لنبها
بفتح لام و خفاء نون و سكون باء موحده ها و الف اسم سسار است كه به فارسى خرگوش گويند
فصل الواو
لوده پهپ
بضم لام و واو مجهول و فتح دال مهمله ها و ضم باء فارسى و خفاء ها و سكون باء فارسى ثانى شيرين و سرد و تر و سبك و مقوى اعضاء و قابض شكم و دافع فساد صفراء مدر بول و قدرى بلغم و بادانگيز
لوده
بضم لام و سكون واو و فتح دال مهمله ها هندى و قسمى ازو سفيد است فقير درخت او را مشاهده نكرده پوست درخت او از طرف كوه مىآيد اكثر سفيد رنگ و سطبر هر دو زمخت و سرد و ملين و مقوى چشم و دافع فساد بلغم و صفراء و خون و آماس اعضاء و حابس خون حيض و اسهال و گل او شيرين و تلخ و قابض شكم و دافع فساد بلغم و صفراء و براى امراض چشم و غلظت منى و تقويت باه در معاجين به استعمال درآمده اكثر جا نقع نموده و تراكيب كه در آن بوده است و در عجاله نافعه و علاج الامراض مذكور است
لوا
بفتح لام و واو و الف خورد تر از تبسير است و بعضى نوشتهاند كه به فارسى پودنه گويند و در ظاهر غير اوست و پودنه بسيار خورد و كوچك بود و اهل هند چهارم قسم نوشتهاند پانسل كورك پوندرك در پهر گوشت هر سه سردتر و مقوى دل و قابض شكم و مشتهى طعام و قسم اول گرم است و بلغمانگيز و دافع فساد باد و قسم دويم دافع فساد بلغم و بالجمله گوشت لوا سبك و معتدل در حرارت و برورت