تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تأليف شريفى ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
كپور كچرى خوشبوتر بود و از وى بوى كافور مىآيد و بالجمله مزاجش گرم و مشتهى طعام و دافع جذام و بواسير و دماميل و جراحات و تنگى نفس و باد گوله و فساد باد و بلغم و قاتل كرم شكم

فصل الدال المهمله

كدم

بفتح كاف و دال مهمله و سكون ميم و كدنب نيز امده بعد از دال مهمله نون و باء موحده و قسمى است ازو مهونت و قسم ديگر دهول كدم و بهوم كدم نيز از اقسام او نوشته اند گل آن سماء آساء برگ درخت او بسان چار مغز هر سه سرد و دافع فساد بلغم و صفراء و خون

فصل الراء المهمله

كرنا

بفتح كاف و سكون راء مهمله و نون و الف بسبب ماند و ظهوره ؟ او پس از سه سال رسد در آغاز سبز و ترش و تلخىآميز سپس بزردى گرايد و تلخى آن نرود و در پختگى سرخ و شيرين چو دير بماند بسبزى باز گردد و درخت او بسان ليمو و برگش لختى پهن و غنچه او چون پيكان خالى و گل او چار برگ سفيد بو خوش‌بو و عنبر مايه ازو مىسازند و عرق ازو گلاب آسا برگيرنده و آن را عرق بهار گويند و مزاج عرق بهار گرم است و خشك و جهة ضعف دماغ در تفريح و تقويت اشتها و باه و درد سينه و قولنج ريحى و خفقان و غشى مفيد نوشته‌اند و مداومت او در هفت روز در روزى دو اوقيه با شكر ربع درم جهت رفع سپرز از مجربات نوشته‌اند و باب كرفس جهة اخراج سنگ مثانه و گرده مفيد و شراب او ناشتا جهة قطع اسهال بواسيرى نافع و در هندوستان از مشك و گلورى پان محلول در عرق بهار پنجه و امثال اين را بويا مىنمايند صاحب تحفه نوشته كه از شكوفه نارنج كه عرق گيرند آن را عرق بهار در ميان نارنج و كتهه اختلاف صنفى معلوم مىشود و آنچه تحقيق نموده شد كرنا اطلاق او على الاصح در شهر ما بر گل كتهه پس از ان بر گل ليمو شيرين است عند الضرورت عطاران از گل ترنج و نارنج و نارنگى و ليمو و چكوتره و جنهبرى عرق كشيده در عرق بيد آميخته به كار مىبرند و اين گلها را نيز در عرف گل كرنا گويند ظاهر آنست كه درين گلها ؟ ؟ ؟ فرق ميان مزاج نباشد و اصل همه ها درخت كتهه است و صاحب داراشكوهى كه نوشته است كه در پختگى شيرين و سرخ