بر مشهور اكتفاست مگر بعض جا ملتمس از بزرگان است اگر در كلام من كه الا مال از خلل و زلل است متوجه شوند نظر بر اخلاق خود نموده در پى چرخ نيفتد بلكه در تعديل آن كوشند و بدعاء خير اين روسياه گناهكار را به ياد آرند مصرعه كه مستحق كرامت گناهگارانند مقدمه در بيان امور مفيده آنچه درين رساله مرقوم شد از اسماء ادويه يا موافق لغت شاجهانآباد است و يا موافق سنسكرت و الا السنه مختلفه غير متناهى است احصاء آن متعذر و صاحب فرشته زبانهاى ديگر هم مثل مرمتى و تلنگى مىنويسد ازين جهة از آن كتاب كمتر نوشته شد و نيز خواص اينجا آنچه در كتب هنديست نوشته مىشود و در صورت تناقض سوء ظن مصنف بهم نرساند مثل آنكه سرو را هاضم مىنويسد و امثال آن و آنچه خود او در مزاج و خواص دريافتهست آن را جدا نوشته بايد دانست كه حكماء هند مىنويسند كه اين هفت دوا دهات را نفع مىنمايد پس ضرور شد از بيان آنكه نزد ايشان است اول كيلوس و دم خون سيوم گوشت چهارم پيه پنجم استخوان ششم مغز هفتم منى و اطبا هند طعوم را شش قسم تقسيم نمودهاند و كهث درس مگويند نضج كاف و خفارها و سكون تاء فوقانى هندى و قتح راء مهمله و سكون معين مهمله كهف و در زبان هندى بمعنى شش ورسن معنى مزه و طعم است اول مدهر بفتح ميم و ضم دال مهمله و خفاىها و سكون را در مهمله يعنى شيرين بطبع سر و مزيل باد صفرا و محدث كف و گرم در معده و اقرار هنده منى و شير زنان و تواناى رور روشنى چشم و فربهى اعضا و چون بافراط خير ده شهوذتپ و تشنگى نفس و در انز دو خنازير در گلو پتاياس ورم اقل بفتح همزه و ميم و سكون لام يعنى ترش چون بخورند گرم و سيك است و چون مساس نمايند سرد است ها قسم و مشتهى اطعام و افزاينده كف و صفرا و زداينده يا دوكاهنده فربهى و افراط بان ركت پت يعنى احتراق خون و امراض گرم و سوزش اعضا پيدا كند سيوم لون بفتح لام و لو و سكون
تأليف شريفى ( فارسى ) — صفحة 5
مساهمون: هوشيارى
ص٥