ضعف بصره عن اليبوسة كان له ثأثير عظيم و نافع من ضعف البصر .
دوائى كه نزول الماء را سود دارد پشك سان دط ه در چشم كشند و بهترين علاج در ابتداى اين مرض گل دادن است بر صدغين « 1 » آنجا كه شريان مىجهد متصل بسر گوش .
ديگر ؛ براى نزول الماء نرملى كه كتك پهل گويند در شهد سائيده در چشم كشند .
ديگر كه امراض چشم را بغايت مفيد است جست كشته و پهتكرى بريان كرده مساوى بسايند و سرمه مانند در چشم كشند .
ديگر كه ده لكه را باز دارد ، هليلهء سياه كه زنگى هر گويند در آب يا گلاب بسايند و اندر چشم كشند .
ديگر ؛ شيرهء كنوار يك قطره در چشم چكانند و بخوابند ، دمعه « 2 » و سرخى و گرمى دور شود .
ديگر ؛ پهوله و جاله و كدورت بصارت دور كند و در طرفة العين ، عين را همچو عين روشن سازد مجرب است و از اسرار است ، بيخ كطائى كلان با آب ليمون سائيده در چشم كشند .
دواى دمعه يعنى ؛ و ده لكه را مجرب است و نزول و بياض و ديگر امراض را نيز مفيد است ، فلفل گرد بگيرند و پوست سياه كه بالاى او است ، خراشيده دور كنند و مغز تخم سرس « 3 » نيز هموزن فلفل محكوك
هامش
( 1 ) - صدغ : بين چشم و گوش كه آن را شقيقه گويند .
( 2 ) - دمعه : دمعه علتى است كه پيوسته مىگريد و بى مراد اشك مىآيد . ( فرهنگ مير )
( 3 ) - سرس : اسم درختى هندى است و آن را سلطان الاشجار و به فارسى درخت زكريا گويند . ( فرهنگ مير ) . اسم هندى لحية التيس است . ( تحفه )