كه رعايت مزاج ضرورست هر چه گرم است ، تا مزاج سرد نباشد نتوان داد .
ديگر ؛ مدر بول مجرب است ، از حكيم ابراهيم گيلانى ؛ شوره پخته قلمى و خردل هر يك نيم سير شاهى با هم سحق كرده و آب نموده ناشتا بنوشانند كه در حبس بول عجيب است .
ديگر كه بول بسته بگشايد چرك گوش گاو ميش بر ناف مريض بمالند فوراً عمل كند و بگشايد مجرب است .
حكايت اكبر بادشاه را بول بند شده بود و به هيچ دواء نمىكشاد آخر حكيم مصرى سه توله ، شوره در آب حل كرده بخورايند و به فاصله دو گهطرى دو نوبت ديگر داد حق تعالى شفا بخشيد به ادرار بول طب فرشته .
فصل در ادويه تسلسل بول :
تل سياه ، نانخواه مساوى بسايند و در قند سياه آميزند و غلولها سازند و مقدار نيم دام ، بخورند .
ديگر ؛ موتهه چهار ماشه ، باريك ساخته بخورند .
ديگر كه سيلان بول را كه به سبب ضعف گرده و جزآن بود ، سود دهد : برگ درخت لسوطره « 1 » نرم نرم كه آن را كونپل گويند چند عدد ، بگيرند و با شكر سرخ ، بخورند در دو سه روز دفع شود .
ديگر ؛ نبات ، ناگيسر ، فلفل دراز ، زيرهء سپيد « 2 » ، ناروان ، قرنفل ، باريك ساخته
هامش
( 1 ) - لسوطره : سپستان ( ف ) . دباكه . لسوطره ( ه ) . دبق ( ع ) .
( 2 ) - زيرهء سفيد : زيرهء هندى . كمون سفيد .