ديگر ؛ گل طئ يسو يعنى ؛ پلاس را در آب بجوشانند و بخار آن را بر مثانه رسانند و از آب آن نطول « 1 » كنند تا سنگ مثانه بلغزاند .
فصل در دواى بستگى بول و سنگ مجراى بول :
بگيرند سيماب دو ماشه ، يا كم و در سوراخ ذكر ريزند فى الفور بگشايد اگر آماس مجرى يا حصاة سبب نبود .
ديگر ؛ ليمون را دو حصه كنند و تخم از وى برون آرند و شورهء قلمى در وى پر سازند و بنوك كارد ، بته نشانند پس ليمون را بر اخگر نهند ، تا جوش زند فرود آرند و سرد كرده بر ناف و حوالى آن بمالند بول بگشايد .
ديگر ؛ نمك ترب يعنى ؛ مولى كهار بر ناف نهند ، بول بگشايد و اگر دو سرخ ، بخورند سنگ مثانه برآيد .
ديگر ؛ روغن بيدانجير سه دام ، در آب گرم آميخته بنوشند بستگى بول كه از هيچ وجه نگشايد كشاده شود و اين دواء وقتى دهند كه هيچ دواء سود ندهد .
ديگر ؛ نكچهكنى سه ماشه ، يا كسرى كم و زياده بگيرند و بسايند و به روغن زرد آميخته بدهند و يك چمچه دوغ بالاى آن نوشانند .
ديگر ؛ صعتر « 2 » پنج توله ، انگزه سه ماشه ، هر دو را كوفته در نيم كاسه آب جوشانيده هر گاه شش پسيه وزن آب بماند صاف كرده بدهند و بدانند
هامش
( 1 ) - نطول : آبى كه در آن داروها را جوشانيده باشند و بر عضوى بريزند .
( 2 ) - صعتر : سعتر : از انواع ترههاست و گرم و خشك است . صعتر را به شيرازى آوشن ، به يونانى اوريفاس ، به فارسى ابشن و اوشن و به تركى كلكليك و به هندى ساتر گويند . انواع بستانى و برى و جبلى دارد ، كه بستانى آن را به فارسى مرزه گويند . ( فرهنگ مير )