جناب در علو همت كسى را با خود برابر نمىدانست و وجود خود را منحصر به فرد مىديد چنانكه صحبت اين مطلب در ميان ميرزا صفا و آن جناب از آن مشهورتر است .
در خط نستعليق تالى مير عماد قزوينى بود . خطوط مباركش در قاهرهء مصر در صفحهء مرامير ( ؟ ) زينتبخش قبور سلاطين آن مملكت است بخصوص لوح قبر محمد على پاشا مرحوم و ابراهيم پاشا مرحوم « كالشّمس فى الوسط السماء » ضياء ده ديدهء اهل معرفت است . و در بعضى از قبور امراى عظام و شاهزادگان ذوى العز و الاحترام در دولت ايشان اين علامت ظاهر و هويدا است . و سنگى كه گوهر تابناك ، آرزوى همسنگى او داشت از براى روضهء مقدس مطهر حضرت اقدس نبوى - عليه السلام - درست نموده بود و اسم مبارك آن حضرت در سر مصدر او مطلع اول بود . در حقيقت از صدر اسلام الى يومنا هذا چنين سنگى باشكوه تمام كسى خبر نداده اما صد حيف كه سلاطين روم ، اين علامت بزرگ و اين نشانهء سترگ را از فرقهء ناجيه بسيار ديده نگذاشتند كه بر آن تربت پاك نصب نموده فخر همهء ايرانيان باشد . چون ممانعت تعيين گرديده مبلغ شش هزار تومان مخارج ديده با دستيارى اولياى دولت ايران از راه تفليس حمل و نقل به ايران نمودند چنانكه در آخر كتاب تذكرة الخطاطين مفصلا نوشته شده . بعد از ورود به تبريز خواست كه اين هديهء پدر را در مضجع پسر يعنى امام همام على بن موسى - عليه السلام - نصب نمايد . چون فهرستش به نام سلطان مجيد رومى بود لهذا بندگان عالىحضرت شاهنشاهى - ادام الله ملكه - مصلحت ندانستند كه در خوابگاه ائمهء فرقهء اماميه نشانهاى چنين به نام دول اجنبيه نصب شود . چون قدرت كاملهء الهى علاقه گرفته بود كه چنين نشانهاى به نام يكى از ائمهء خارجه در قبور صفات الله و سنده ابو القاسم محمد و اولاد او نباشد لهذا سنگلاخ مرحوم از آنجا مانده از اينجا رانده گرديد . فىالجمله در سال [ 52 ] هزار و دويست و نود و اند در دار السلطنهء تبريز به رحمت ايزدى پيوست . چون جنازهء آن مرحوم را در مقبرهء مجذوبيه به رسم امانت گذاشتند لهذا ما هم در ضمن اولياى آن بقعه قلمى كرديم . اگر بعد از اين به جاى ديگر حمل و نقل نمايند به حقير عيب ننمايند .
از قرارى كه استماع مىشود آقاى مؤتمن السلطان ميرزا محمد تقى خان ناظم ميزان
منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: مير هاشم محدث
ص١١٦