جرواتكن :
به عقيدهء صاحب معجم البلدان قصبهاى است در سجستان معرب كرواتكن .
جرور :
صاحب معجم البلدان گويد جرور شهر قهستان است و عجم آن را سرور مىگويند .
جروز :
به عقيدهء صاحب معجم البلدان اسم محلى است در فارس و در اين محل فى ما بين زناديق و اهالى بصره به سركردگى عبد العزيز بن عبد الله بن خالد جنگ عظيمى اتفاق افتاد .
جروز :
قريهاى است از قراى سربيشهء قاينات قديم النسق . از آب قنات مشروب مىشود . هوايش گرم ، سكنهاش چهل خانوار است .
جروس :
صاحب معجم البلدان گويد جروس شهرى است در جبال غور ما بين غزنه و هرات . اين اسم را يك نفر از اهالى آنجا به من گفت .
جروق :
از قراى گرمسير كازرون فارس واقع در سمت مغرب شيراز است به مسافت هيجده فرسخ . حاصل آن غله و برنج و تنباكو . آبش از رودخانه و چشمه است .
چروك :
مزرعهاى است از مزارع زنجان رود خمسه . جديد النسق . سكنهء آن شصت خانوار و از طايفهء دويرن مىباشند . زراعت آن غله است .
جرون :
در فرهنگ انجمنآراى ناصرى مسطور است كه جرون اسم ولايتى بوده نزديك به بندر هرمز از بناهاى اردشير و گفتهاند نزديك بم بوده .
در عهد صفويه شاه عباس ماضى بندرى ساخته و آباد نموده كه به بندر عباسى مشهور است و قرائى كه به جرون منسوب بوده اكنون نيز جرونات خوانند . و اصل اين لغت گرون است و جرون معرب آن است . شرح بندر - عباسى در جلد اول مرآة البلدان نگاشته شده است .