تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 2189

مساهمون:

ص٢١٨٩

جرمشت :

از قراى بلوك صيمكان فارس است .

جرمغان :

از دهات ابيورد بوده و آن را جرمگان نيز گفته‌اند . خواجه رشيد در تاريخ غازانى گويد امير نورين كه در سنهء ششصد و نود و يك مأمور دفع امير نوروز بود در سملقان و جرمغان قشلاميشى كرد و غازان در استراباد . به عقيدهء صاحب حبيب السير در ششصد و هشتاد و نه امير نوروز بعد از آن‌كه چندين بار غازان را شكست داد و او را مقهورا به طرف استراباد دوانيد از طرف ارغون ، جبه‌نويان و قشون زيادى به كمك غازان مأمور شدند . غازان قوتى گرفته به جانب نوروز راند . نوروز از رادكان به قصد مقاتله و مقابله تا جرمغان آمد اما چون جمعيت و قشون غازان را زياد ديد به سمت تركستان گريخت .

جرمكان :

همان جرمغان است .

جرمق :

صاحب معجم البلدان گويد : جرمق شهرى است در يك ولايت پرآب و اشجار حاصلخيزى كه مأكولات آن ارزان است . اصطخرى نوشته است در سر راهى كه از اصفهان به خراسان مىروند يك قريه‌اى است كه آن را جرمق مىنامند و آن عبارت است از يكى از قراى ثلاثه كه عجم آن را سه ده مىخوانند و اسامى قراى ثلاثهء مذكوره بنادق و جرمق و ارابه مىباشد . تا خراسان خيلى مسافت دارد . سه ده در كنار رودخانهء كوچكى واقع است و در آن نخل و چشمهء متعدد و اراضى مزروعه و گلهء گوسفند بسيار است . بعضى جرمق را جرمه نوشته‌اند .

چرمق :

قريه‌اى از بلوك ميان ولايت مشهد است .

چرمى :

از قلعجات چناران زعفران‌لوى خراسان است . ده خانوار سكنه دارد . زراعت آن از آب قنات مشروب مىشود .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 2189 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى