به هرات مىرفته ما بين كوهستان هرات و كاريز جمعى از سواره قرايابى با محمد شيخ به چپو آمده بودند . خبر به سرخسى رسيده رئيس آنها پانصد نفر سواره همراه خود برداشته بابا خان هزاره را هم اخبار كرده بود كه من بنابر اطاعتى كه به دولت عليه دارم كارى به شما ندارم . براى محافظت قافله از تاختوتاز محمد شيخ مىروم . قافلهاى كه از مشهد مىرفتهاند در قلعهء مشهد ريزه كه از توابع باخرز است و نواب و الا فرمانفرما آن را امسال تعمير نمودهاند توقف نموده و باباخان و محمد رضا خان هزاره آنها را نگاهدارى كرده لكن قافلهاى كه از هرات به مشهد مقدس مىآمده گرفتار محمد شيخ و اسير شدهاند . و خبر به صيد محمد خان ظهير الدوله رسيده جمعيتى را به استخلاص آن قافله فرستاده سوارهء جامى و خوافى و هزاره به امداد جمعيت هراتى رفته با همراهان محمدشيخ جدال نموده برخى را مقتول و بسيارى را منهزم و اسرا را خلاص نموده فراريها را تعاقب كردند . اسرا و گوسفندانى كه از تركمانان پس گرفتند متعلق به رعاياى دولت عليه بودند . نواب و الا فرمانفرما و وزير نظام به صيد - محمد خان نوشته بودند كه قدغن نمايد سوارهء هراتى اسرا و گوسفندان را رد نمايند . از قرار مذكور پنجاه و يك اسير را در هرات تسليم گماشتهء وزير نظام كردهاند اما بيست و پنج هزار گوسفند كه استرداد نموده هنوز پس ندادهاند .
محمد على خان بختيارى چهار لنگ كه مدتى بود مصدر شرارت شده و در قلعهء دز كه از قلاع محكمه است متحصن گرديده اميرزاده ابراهيم - ميرزا بهجهت دفع شرارت او استعدادى فراهم آورده با دويست نفر از فوج محمد مراد خان سرتيپ و خود مشاراليه روانه به جانب قلعهء دز شدند و به حسينقلى خان بختيارى هم تاكيد نموده كه بدان طرف بيايد . بعد از ورود اميرزاده با فوج و جمعيت بختيارى بدانجا حكم به محاصرهء دز كرده تا سه چهار روز در پاى قلعه مشغول مجادله بودند و راه و رخنهها را از دست محمد على خان گرفته و عرصه را بر او تنگ نموده آخر الامر يك شب ساعت شش يورش به دروازهاى كه محل نشيمن خود محمد على خان بود برده چند تنى از جمعيت محمد على خان مقتول و مجروح و خود او چون كار را سخت ديد در همان شب با طناب از قلعهء دز پايين آمده فرار كرد .
فرداى آن شب اميرزاده چند نفر از عقب او روانه كرد كه او را دستگير
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1203
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٢٠٣